شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٠ - ٧٥٢٦ ليس ثواب عند الله سبحانه اعظم من ثواب السلطان العادل و الرجل المحسن
نيست چيزى خوانندهتر بسوى زايلشدن نعمتى و شتاب كردن عقوبتى از ايستادگى كردن برستمى.
٧٥٢٤ ليس للعاقل ان يكون شاخصا الا فى ثلاث، حظوة فى معاد، او مرمة لمعاش، او لذة فى غير محرم.
نيست مر عاقل را اين كه بوده باشد رونده مگر در سه چيز، حظوه در روز بازگشت، يا مرمتى از براى معاش، يا لذتى در غير آنچه حرام شده باشد. «حظوه» ظاهر اينست كه بحاى بىنقطه و ظاى نقطه دار باشد بمعنى نصيب و بهره، يعنى يكى از آن سه اينست كه حركت كند از براى تحصيل نصيب و بهره در روز بازگشت اما در نسخهها كه بنظر رسيد بخاى با نقطه و طاى بىنقطه است بمعنى گام برداشتن[١]، و بنا بر اين مراد اينست كه يكى گام برداشتنى است كه بكار آيد در روز بازگشت.
٧٥٢٥ ليس شيء اعز من الكبريت الاحمر الا ما بقى من عمر المؤمن.
نيست چيزى عزيزتر از كبريت احمر مگر آنچه باقى مانده باشد از عمر مؤمن، يعنى آنرا عزيزتر از كبريت احمر بايد داشت و صرف نكرد مگر در آنچه ضرور باشد از أمور دنيا و آخرت، و مراد به «كبريت أحمر» ياقوت سرخ است يا طلاى خالص، و ممكن است كه كبريت معروف قسم سرخى داشته باشد كه بسيار كمياب باشد و كثير النفع، و بآن اعتبار شهرت كرده باشد بعزيزى.
٧٥٢٦ ليس ثواب عند الله سبحانه اعظم من ثواب السلطان العادل و الرجل المحسن.
نيست ثوابى نزد خداى سبحانه عظيمتر از ثواب پادشاه عادل و مرد احسان كننده.
[١] - بنا بر ترجمه شارح( ره) بايد« خطوه» را بفتح خاء خواند و بناء مره گرفت زيرا اگر بضم خاء قرائت شود بمعنى گام است كه« ما بين القدمين» باشد و معنى مصدرى ندارد.