شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٣ - ٨٠٣٢ من ركب جده قهر ضده
باشد و معنى اين باشد كه «هر كه نيكو كند سلوك را با بندگان خود ايمن شود از هلاك شدن» يعنى هلاك شدنى كه بسبب بد سلوكى با ايشان حاصل شده چنانكه در حديث وارد شده كه: داخل نمىشود بهشت را سيىء الملكه يعنى كسى كه بد سلوك باشد با بندگان خود، يا مراد مطلق هلاكشدن باشد و سلوك خوب با بندگان باعث توفيق باز ايستادن از هر گناهى باشد كه باعث هلاك شود.
٨٠٣٠ من جار ملكه عظم هلكه[١].
هر كه ستم كند ملك خود را، يعنى بنده خود را عظيم باشد هلاك او، و ممكن است كه «ملك» بضم ميم باشد و معنى اين باشد كه هر كه پادشاهى او جائر باشد يعنى مايل باشد از ميانه روى، يا ظالم باشد عظيم باشد هلاك او، و اسناد ظلم بآن بر سبيل مجاز عقلى باشد باعتبار ظالم بودن صاحب آن.
٨٠٣١ من ضعف جده قوى ضده.
هر كه ضعيف باشد جد او قوى شود دشمن او، مراد ترغيب در جد و جهدست در نظم و نسق أمور خود و اين كه كسى كه جد نكند در آنها دشمن او قوى گردد.
٨٠٣٢ من ركب جده قهر ضده.
هر كه سوار شود بر جد خود غلبه كند بر دشمن خود، مراد اينست كه غلبه بر دشمن بى آن نمىشود، يا غالب اينست كه كسى كه جد و جهد تمام كند غالب گردد، زيرا كه كم اتفاق مىافتد كه هر دو طرف جد تمام داشته باشند، و ممكن است كه مراد به «دشمن» خصوص شيطان باشد و بنا بر اين حكم كلى مىتواند بود.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« الهلك بالضم و الفتح لغة الهلاك، تقول: لأذهبن فاما هلك و اما ملك، أى إما ان أهلك و إما ان أملك» و ترجمه اين عبارت آنست كه در اين بيت فارسى گفتهاند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|