شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٢ - ٧٧٩٢ من ساء ظنه ساءت طويته
بحسب ظاهر عقول بايد بكنيم و نكنيم از راه اينست كه آن خلاف تقدير حق تعالى باشد و از دايره امكان بيرونست و سعى در آن بيهوده است، و يا غرض نصيحت مردم باشد باين كه بعضى امور باشد كه خلاف تقدير حق تعالى باشد و سعى در آن لغو و عبث باشد پس هرگاه در مطلبى بقدر معروف سعى نمايند و آثار حصول آن ظاهر نشود سعى زياد در آن مكنيد گاه باشد كه از آنها باشد كه تقدير حق تعالى بر خلاف آن جارى شده باشد و سعى در آن لغو و بىفايده باشد.
٧٧٨٨ من صارع الدنيا صرعته.
هر كه كشتى بگيرد با دنيا بيندازد دنيا او را.
٧٧٨٩ من عصى الدنيا اطاعته.
هر كه عصيان كند دنيا را اطاعت كند دنيا او را.
٧٧٩٠ من اعرض عن الدنيا اتته.
هر كه اعراض كند از دنيا دنيا بيايد او را.
٧٧٩١ من حسن ظنه حسنت نيته.
هر كه نيكو باشد گمان او نيكو باشد نيت و قصد او.
٧٧٩٢ من ساء ظنه ساءت طويته.
هر كه بد باشد گمان او بد باشد باطن او، ممكن است كه مراد به «نيكوئى گمان و بدى آن» در اين دو فقره مباركه نيكوئى گمان بحق تعالى باشد و بدى گمان باو تعالى شأنه، و مراد به «نيكوئى گمان بحق تعالى» اينست كه آدمى او را در كمال لطف و مرحمت داند و هر چند گنهكار باشد باز اميد عفو و رحمت او بمجرد لطف او داشته باشد و به «بدى گمان باو» اينست كه اين اعتقاد نداشته باشد بلكه گمان او اين باشد كه بناى معامله او با بندگان بر عدالت است و رعايت استحقاق، هر كه