شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠١ - ٧٩٧٧ من اعجب برأيه ذل
٧٩٧٣ من اعتزل سلم ورعه.
هر كه گوشهگيرى كند سالم ماند پرهيزگارى او، يعنى هر كه اختلاط و آميزش زياد نكند با مردم حفظ پرهيزگارى خود بر او آسانست بخلاف كسى كه اختلاط و آميزش زياد كند با مردم كه حفظ پرهيزگارى خود بر او بغايت دشوارست و غالب اينست كه سالم نمىماند.
٧٩٧٤ من قنع قل طمعه.
هر كه قناعت كند كم باشد طمع او.
٧٩٧٥ من كابد الامور عطب.
هر كه بكشد رنج و سختى كارها را هلاك شود، اين فقره در همين فصل قبل از اين تخمينا بيك ورق از متن مذكور و شرح شد و در آنجا بجاى «عطب»:
«هلك» بود كه هر دو بيك معنىاند.
٧٩٧٦ من غلب عليه الغضب لم يأمن العطب.
هر كه غلبه كند بر او خشم ايمن نيست از هلاك شدن، مراد ترغيب در فروخوردن خشم است و بردبارى پيشهكردن، و اين كه اگر كسى چنين نكند و خشم بر او غالب شود ايمن نيست كه بسبب آن كارى كند كه باعث هلاك او گردد يعنى در آخرت يا دنيا نيز.
٧٩٧٧ من اعجب برأيه ذل.
هر كه بعجب آورده شود برأى خود خوار گردد، مراد به «عجب آورده شدن برأى خود» پسنديدن آنست و اكتفا كردن بآن و خود را محتاج بمشورت ندانستن در كارها.