شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٧ - ٧٥١٩ ليس فى الجوارح اقل شكرا من العين فلا تعطوها سؤلها فتشغلكم عن ذكر الله
نيست كسى كه آميزش كند با بدان بصاحب معقولى، يعنى صاحب سلوك معقولى.
٧٥١٤ ليس من اساء الى نفسه بذى مأمول.
نيست كسى كه بدى كند بسوى نفس خود بصاحب مأمولى، يعنى صاحب اميد داشته شده، يعنى اين كه كسى از او اميد خيرى داشته باشد يا اين كه آنچه او اميد داشته باشد از خير آخرت بعمل آيد.
٧٥١٥ ليس فى البرق اللامع مستمتع لمن يخوض الظلمة.
نيست در برق درخشنده بهره يافتنى از براى كسى كه فرو مىرود در تاريكى، اين تتمه كلاميست كه بعد از اين تمام آن در فصل «لا» نقل و شرح خواهد شد ان شاء الله تعالى.
٧٥١٦ ليس لاحد من دنياه الا ما انفقه على اخراه.
نيست مر احدى را از دنياى او مگر آنچه انفاق كرده باشد آنرا بر آخرت خود، يعنى چيزى كه بكار او مىآيد از دنياى او همانست.
٧٥١٧ ليس فى الغربة عار، انما العار فى الوطن الافتقار.
نيست در غريبى عارى، بدرستى كه نيست عار مگر در وطن پريشانى، يعنى ننگ و عار عمده ميانه مردم پريشانيست و آن در وطن است و در غريبى آن عار نيست پس گويا در غريبى هيچ عارى نيست.
٧٥١٨ ليس شيء ادعى لخير و انجى من شر من صحبة الاخيار.
نيست چيزى خوانندهتر مر خير را، و رستگارى دهندهتر از شر از صحبت نيكان.
٧٥١٩ ليس فى الجوارح اقل شكرا من العين فلا تعطوها سؤلها فتشغلكم عن ذكر الله.