شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨ - ٧٣٥٣ للكرام فضيلة المبادرة الى فعل المعروف و اسداء الصنائع
معلوم خواهد شد، و در اين كتاب بجاى «واقع»: «بين» واقع شده، يعنى حكمى ظاهر، و بنا بر آن مراد ظهور آنست نزد آن حضرت هر چند بر ديگران ظاهر نباشد اگر مراد به «جزع كننده» قاتلان باشد، و اگر مراد جزعكننده بر قتل او باشد پس ظاهرست كه حكم حق تعالى در باره هر يك بغير عذاب چيزى نخواهد بود هر چند كيفيت هر يك معلوم نباشد و الله تعالى يعلم.
و ممكن است كه مراد باين كلام حكم خصوص عثمان و جزع كنندگان در أمر او نباشد بلكه مراد اين باشد كه حق تعالى را حكمى است واقع در مطلق منفرد برأى و جزع كننده، يعنى ببدى آنها، و غرض تأكيد سابق باشد كه حكم ببدى هر دو شد، و ظاهر اينست كه مؤلف كه اين فقره مباركه را بىضميمه سابق نقل كرده آن را بر آن معنى حمل كرده و محتاج بنقل سابق آن ندانسته، و بنا بر اين «بين بودن آن نيز چنانكه در اينجا واقع شده» ظاهرست و محتاج بتوجيه نيست، زيرا كه بدى انفراد برأى و جزع هر دو ظاهرست، و كافيست شاهد بر اول امر حق تعالى حضرت رسالت پناهى را ٦ بمشاورت، و شواهد بر دويم محتاج ببيان نيست.
و بعضى از شارحان نهج البلاغه حكم خدا را در «مستأثر» و «جازع» بر تقدير حق تعالى بكشته شدن عثمان و كشتن آن قاتلان او را حمل كرده و گفته كه: در نسبت اين احكام بخدا تنبيهى است بر تبرى خود از دخول در امر عثمان و قاتلان او بعد از اشاره بسبب معد وقوع آن واقعه كه آن منفردشدن او برأى و بىصبرى ايشان باشد، و تكلف و تعسف اين ظاهرست.
٧٣٥٣ للكرام فضيلة المبادرة الى فعل المعروف و اسداء الصنائع.
از براى كريمان است افزونى مرتبه پيشى گرفتن بسوى معروف و احسان- كردن[١] احسانها، مراد به «كريمان» چنانكه مكرر مذكور شد مردم گرامى بلند مرتبه است يا اهل جود و سخاوت، و مراد به «پيشى گرفتن بمعروف و احسانكردن
[١] - در منتهى الارب ضمن ذكر معانى« أسدى» گفته:« أسدى اليه نيكوئى نمود بسوى وى».
و در أقرب الموارد گفته:« سدى اليه و أسدى أحسن» پس« احسانكردن» معنى« اسداء است.