شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٦ - ٨٢٨٩ من أدى زكاة ماله وقى شح نفسه
با حق تعالى بشود يا عهدها و وعدها كه با هر كس بشود، و مراد به «نگاهداشتن آنها» نشكستن آنها و وفا كردن به آنهاست، و ظاهر اينست كه مراد به «بودن او وفا كننده» اينست كه وفا كردن كه حق تعالى وصف حضرت ابراهيم ٧ بآن كرده و فرموده: «و إبراهيم الذي وفى»، يعنى و ابراهيم كه بكمال رسانيده بود وفا را» مراد بآن وفا كردن بعهدهاست، پس هر كه وفا كند بعهدها خواهد بود از براى او اين فضيلت عظمى، و اين رتبه بلند و مرتبه ارجمند.
٨٢٨٦ من عمل بطاعة الله كان مرضيا.
هر كه عمل كند بطاعت و فرمانبردارى خدا بوده باشد مرضى، يعنى خدا از او راضى و خشنود باشد بلكه خلق نيز.
٨٢٨٧ من أحسن عمله بلغ أمله.
هر كه نيكو كند عمل خود را برسد باميد خود، يعنى رستگارى اخروى و مراتب عاليه آن، و مراد اينست كه رسيدن بآن بنيكوئى عمل مىشود و اختصاص بكسى ندارد، هر كه عمل خود را نيكو كند برسد بآن، و مراد به «عمل» أعم از اعتقادات است يا معنى أخص، بنا بر اين كه خوبى اعتقادات شرط خوبى اعمالست.
٨٢٨٨ من بلغ غاية أمله فليتوقع حلول أجله.
هر كه برسد بنهايت اميد خود پس متوقع باشد رسيدن اجل خود را[١]، مراد اينست كه غالب اينست كه كسى كه بنهايت اميد خود رسيد در دنيا اجل او نزديك باشد پس بداند اين را و اهتمام تمام كند در گرفتن تهيه آن.
٨٢٨٩ من أدى زكاة ماله وقى شح نفسه.
هر كه بدهد زكاة مال خود را نگاهداشته شده از حرص و بخيلى نفس او،
[١] - مطابق اين مضمون است قول نظامى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|