شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٤ - ٨٦٧٥ من استبد برأيه خفت وطأته على أعدائه
٨٦٧١ من قعد عن حيلته[١] أقامته الشدائد.
هر كه بنشيند از چاره خود و نپردازد بآن برخيزاند او را سختيها، مراد منع از اينست كه كسى بنشيند و چاره كار خود نكند و بتدبير احوال خود نپردازد و اين كه هر كه چنين كند زود شدايد و سختيها رو باو كند و او را برخيزاند و چاره آن مشكل باشد.
٨٦٧٢ من نام عن عدوه أنبهته[٢] المكايد.
هر كه بخوابد از دشمن خود بيدار كند او را مكرها، يعنى مكرها كه دشمن او كرده باشد، و اين هم نزديك بمضمون فقره سابقست.
٨٦٧٣ من نام عن نصرة وليه انتبه بوطأة عدوه.
هر كه بخوابد از يارى كردن دوست خود بيدار شود بپامال كردن دشمن او او را، مراد ترغيب در يارى كردن دوستانست، تا اين كه ايشان نيز يار و مددكار باشند، و اين كه هر كه بنشيند و يارى دوستان نكند ايشان نيز ترك يارى او كنند و زود لگدكوب دشمن گردد و بآن از جا برخيزد و چاره نتواند كرد.
٨٦٧٤ من كافأ الاحسان بالاساءة فقد برىء من المروة.
هر كه جزا دهد احسان را ببدى پس بتحقيق كه عارى باشد از مروت و آدميت.
٨٦٧٥ من استبد برأيه خفت وطأته على أعدائه.
هر كه منفرد باشد برأى خود سبك باشد پامال كردن او بر دشمنان او، مراد منع از منفرد بودن برأى خودست و كردن كارها بمجرد رأى خود تنها بىمشورت با عقلا و اين كه هر كه چنين باشد سهل و آسان باشد پامال كردن او بر دشمنان او.
[١] - در بعضى نسخ« جبلته» بجاى« حيلته» است، پس بنا بر اين معنى اينست كه:
هر كه بنشيند از سعيى و كوششى كه در سرشت و طبيعت او استعداد و قابليت آن هست سختيها او را برميخيزانند.
[٢] - در چاپ صيدا« نبهته»( از باب تفعيل) و هر دو لغت فصيح و مستعمل و بيك معنى است.