شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧ - ٧٣٥٢ لله سبحانه حكم بين فى المستأثر و الجازع
واقع فى المستأثر و الجازع. و ترجمه آن اينست كه: او يعنى عثمان منفرد شد و ممكن است كه معنى «استأثر فاساء الامرة» اين باشد كه اختيار كرد و برگزيد از براى خود و خويشان خود أموالى چند را از بيت المال پس بد كرد اين اختيار را براى خود پس بد كرد اين انفراد را، و جزع و بىتابى كرديد شما پس بد كرديد جزع را، و مر خدا راست حكمى واقع در منفرد برأى و در جزع كننده، و مراد اينست كه: هم او بد كرد و هم شما، او بد كرد باعتبار اين كه مستقل برأى خود شده بود و هر چه مىخواست ميكرد و نصايح أكابر صحابه را از مهاجرين و أنصار با آنكه حق و صواب بود نمىشنيد، يا اين كه بأوامر و نواهى حق تعالى و رسول او عمل نمىكرد، و شما بد كرديد باعتبار اين كه بىتابى كرديد در قتل او و آن بد بود، يا باعتبار اين كه قتل جزاى او نبود بلكه خلع و حبس و نصب ديگرى از براى امامت كافى بود چنانكه ابن ابى الحديد كه از أكابر علماى اهل سنت است در شرح خود گفته، و يا باعتبار اين كه قتل او كار ايشان نبود بلكه ايشان بايست كه خلع او كنند و تسليم امام بر حق كه آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه باشد بكنند تا اين كه او آنچه جزاى او باشد از قتل يا غير آن بعمل آورد، و اين بنا بر اينست كه خطاب با جمعى باشد كه از قاتلان او بودهاند. و ممكن است كه خطاب با جمعى بوده باشد كه انكار بر قتل او مىكردهاند و جزع مىكردهاند در آن و بازخواست آن مىخواستهاند بلكه ظاهر سخنان سابق اينست كه با چنان جمعى بوده و بآن اعتبار آن حضرت اظهار تبرى خود مىفرموده، و بنا بر اين خطاب با ايشان بود چه بد بودن جزع ايشان ظاهرست و محتاج ببيان نيست و اصلا بدى فعل قاتلان معلوم نمىشود، و بعد از آن فرمودهاند كه: مر خدا راست حكمى واقع در هر يك از آن منفرد برأى و آن جزع كنندهها، يعنى هر دو بد كردهاند و در جزاى هر يك حق تعالى را حكمى باشد واقع، يعنى حكمى كه البته واقع خواهد شد در روز جزا، يا واقع در علم او، يا مكتوب در لوحى، و در قيامت