شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٨ - ٧٤٠٢ لقد علق بنياط هذا الانسان بضعة هى اعجب ما فيه و ذلك القلب و له مواد من الحكمة و اضداد من خلافها
خشم خود را و اراده انتقام نكند.
و ان عاله الخوف شغله الحذر.
و اگر غلبه كند بر او ترس مشغول سازد آن را حذر. و در بعضى نسخهها «غاله» بغين نقطه داراست و بنا بر آن ترجمه اينست كه: و اگر ناگاه فراگيرد آنرا ترس، و مراد باين نيز غلبه ترس است، زيرا كه ترس بر كسى كه غلبه كند ناگاه او را فرا مىگيرد، يعنى بىمنشأى كه سبب آن شود و اين اشاره است بضد ديگر كه آن غلبه خوف و ترس است از اين كه مكروهى باو برسد و اين رذيلهايست باعتبار اين كه هر كه چنين باشد همواره مشغول شود بحذر كردن از مكروهات و انديشه از براى محفوظ ماندن از آنها، و اين مانع مىشود او را از پرداختن به آن چه در كار باشد از أمور دنيا و آخرت.
و ان اتسع له الا من استلبته الغرة.
و اگر فراخى و وسعت يابد از براى آن ايمنى بربايد آنرا از غفلت، اين اشاره است بضد ديگر و آن اينست كه خوفى نداشته باشد و وسيع باشد از براى او ايمنى و اين رذيلهايست باعتبار اين كه باعث اين مىشود كه بربايد او را غفلت و اصلا در انديشه حفظ و نگهدارى خود نباشد پس فقره اول اشاره بافراط در ترس است و اين بتفريط در آن، و هر دو رذيله است پس حكمت توسط در آنهاست.
و ان اصابته مصيبة فضحه الجزع.
و اگر برسد بآن مصيبتى رسوا كند آنرا جزع، يعنى زارى و بيقرارى، و اين اشاره است بضد ديگر كه آن جزع و بىتابى در مصيبتهاست.
و ان افاد مالا أطغاه الغنى.
و اگر فايده گيرد مالى را طغيان فرمايد او را توانگرى، و اين اشاره است بضد