شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٣ - ٨٤٣٣ من اعتز بالحق أعزه الحق
٨٤٢٩ من غلب عليه الهزل فسد عقله.
هر كه غلبه كند بر او بازى فاسد شود عقل او.
٨٤٣٠ من غلبت عليه الغفلة مات قلبه.
هر كه غلبه كند بر او غفلت بميرد دل او.
٨٤٣١ من كثر لومه كثر عاره.
هر كه بسيار باشد سرزنش او بسيار باشد عار او، و «عار» چيزى را گويند كه بسبب او عيبى لازم شود، و مراد اينست كه هر سرزنشى كه كسى را كنند عاريست از براى او و سبب نقص و عيبى شود در او، پس كسى كه سرزنش او بسيار شده عار او بسيار باشد، پس بايد كه آدمى تا تواند كارى نكند كه مردم او را بر آن سرزنش كنند، و ممكن است كه مراد به «سرزنش او» سرزنش كردن او باشد ديگرى را، و مراد اين باشد كه هر كه بسيار شود سرزنش او مردم را بسيار شود عيب و عار او، چنانكه قبل از اين مذكور شد كه هر كه سرزنشى كند كسى را بر چيزى مبتلا شود او خود بآن.
٨٤٣٢ من كثر مزحه قل وقاره.
هر كه بسيار شود مزاح كردن او كم شود وقار او.
٨٤٣٣ من اعتز بالحق أعزه الحق.
هر كه عزت جويد بحق عزيز گرداند او را حق، مراد به «حق» حق تعالى است و به «عزت جستن باو» عزت جستن باطاعت و فرمانبردارى او، يا هر أمر حقى و به «عزت جستن باو» عزت جستن باقامت و يارى آن[١]، و به «عزيز گردانيدن آن او را» عزيز كشتن او بسبب آن، و ممكن است كه مراد بحق اول هر امر حقى باشد و بدويم حق تعالى باشد.
[١] - كذا بخطه( ره) صريحا، پس شايد صحيح« باعانت و يارى آن» است.