شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٨ - ٨٥٩٧ من عف خف وزره، و عظم عند الله قدره
فرصت آن ندهد، كسى كه شتاب نكند غافل است از مرگ و در فكر آن نباشد.
٨٥٩١ من اشتاق الى الجنة سلا عن الشهوات.
هر كه مشتاق باشد بسوى بهشت فراموش كند شهوتها را.
٨٥٩٢ من أشفق من النار اجتنب المحرمات.
هر كه بترسد از جهنم اجتناب كند از حرامها.
٨٥٩٣ من أحب الدار الباقية لهى[١] عن اللذات.
هر كه دوست دارد سراى باقى را فراموش كند لذتها را و ترك كند ياد آنها را.
٨٥٩٤ من أشعر قلبه التقوى فاز عمله.
هر كه شعار دل خود گرداند پرهيزگارى را فيروزى يابد عمل او، يعنى فيروزى يابد بقبول و مقبول گردد، و «شعار» چنانكه مكرر مذكور شد جامهايست كه ملاصق بدن و موى آن باشد و «شعار گردانيدن پرهيزگارى از براى دل» اينست كه آنرا لازم دل خود سازد و از آن جدا نسازد مانند آن جامه.
٨٥٩٥ من ساء خلقه مله أهله.
هر كه بد باشد خوى او ملول گردند از او اهل او.
٨٥٩٦ من استطال على الناس بقدرته سلب القدرة.
هر كه سربلندى كند بر مردم بسبب توانائى كه داشته باشد زايل كرده شود از او توانائى.
٨٥٩٧ من عف خف وزره، و عظم عند الله قدره.
[١] - كذا بخط الشارح( ره) و فى غالب النسخ پس معتل اللام يائى است و در بعضى نسخ« لها» است پس معتل اللام واوى است و هر دو در اينجا بيك معنى است چنانكه گذشت در صفحه ٣٢٥.