شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤ - ٧٣٤٨ لقد طرت شكيرا و هدرت صقا
اگر بشنويد، و راه نموده شدهايد اگر راه يابيد، مراد اينست كه آنچه از جانب حق تعالى در كار باشد از براى بينا گردانيدن شما و شنوانيدن شما و راه نمودن شما بعمل آمده باعطاى شعور و عقل و ارسال پيغمبران مرسل و نصب خلفاى ايشان، و آن قدر كه بعمل آمده كافيست اگر متوجه شويد شما و نگاه كنيد و گوش اندازيد و بپذيريد راه نمائى را و اعراض نكنيد از اينها بسبب متابعت هوا و هوس و حب دنيا و زخارف آن.
٧٣٤٧ لدنياكم عندى اهون من عراق[١] خنزير على يد مجذوم.
هر آينه بتحقيق كه دنياى شما نزد من خوارترست از استخوانهاى گوشت گرفته شده خوكى كه در دست مجذومى باشد، يعنى صاحب كوفت جذام كه همه طبايع متنفرست از آن، و شرعا امر شده بگريختن از آن مانند گريختن از شير.
و فرموده است آن حضرت ٧ مر كسى را كه كوچك مىشمرده او را از مانند سخن او، يعنى كسى كه سخنى گفته بوده كه گفتن آن زياده بوده از مرتبه او، و او را رتبه اين نبوده كه مانند آن سخن گويد.
٧٣٤٨ لقد طرت شكيرا[٢] و هدرت صقا[٣].
[١] - در نهج البلاغه چنين:« و الله لدنيا كم هذه أهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم».
[٢] - سيد رضى( ره) در« باب المختار از كلم قصار» نهج البلاغه اين كلام شريف را چنين نقل و شرح كرده( ج ٤ شرح نهج اين أبى الحديد چاپ اول مصر، ص ٤٥٢):« و قال ٧ لبعض مخاطبيه و قد تكلم بكلمة يستصغر مثله عن قول مثلها: لقد طرت شكيرا، و هدرت سقبا، أى قال( اى الرضى): الشكير ههنا أول ما ينبت من ريش الطائر قبل ان يقوى و يستحصف و السقب الصغير من الابل، و لا يهدر الا بعد ان يستفحل».
ابن ابى الحديد در شرح آن گفته:« الشرح: هذا مثل قولهم: قد ذبب قبل أن يحصرم و من امثال العامة يقرأ بالشواذ و ما حفظ بعد جزء هذا المفصل».
[٣] - سيد رضى( ره) آنرا بسين نقل و شرح كرده در صورتى كه در نسخ غرر و درر بصاد نقل شده از اين روى شارح( ره) نيز آنرا بصاد ضبط و شرح كرده و هر دو درست است، در منتهى الارب گفته:« سقب بالفتح شتر كره يا شتر كره نوزاد هر چه باشد يا شتر كره نر و لا يقال سقبة أو يقال، اسقب و سقاب و سقوب جمع و سقبان بالضم مثله» و نيز در آن كتاب گفته:« صقب بالفتح شتر كره صقاب بالكسر و صقبان بالضم جمع».