شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨٩ - ٨٨٨٧ من غلب عقله شهوته و حلمه غضبه كان جديرا بحسن السيرة
٨٨٨٣ من يكتسب مالا من غير حله يصرفه فى غير حقه.
هر كه كسب كند مالى را از غير ممر حلالى آن صرف كند آن را در غير حق آن، يعنى در مصرفى كه بيجا باشد و سزاوار آن نباشد.
٨٨٨٤ من قبل معروفا فقد ملك مسديه اليه رقه.
هر كه قبول كند احسانى را پس بتحقيق كه مالك شود احسان كننده آن بسوى او بندگى او را، يعنى مطيع و فرمانبردار او مىگردد بمنزله بنده، و غرض ترغيب در احسانست يا ترغيب در قبول نكردن احسان تا اين كه بمنزله بنده او نگردد.
٨٨٨٥ من قبل معروفك فقد أوجب عليك حقه.
هر كه قبول كند احسان ترا پس بتحقيق كه واجب كند بر تو حق خود را يعنى همين قبول او حقيست كه بر تو ثابت كند زيرا كه سبب اثبات اين فضيلت از براى تو شده و بسبب آن مستحق اجر و ثواب گردى پس بايد كه ممنون او باشى نه اين كه منت بر او گذارى.
٨٨٨٦ من زاد أدبه على عقله كان كالراعى بين غنم كثيرة.
هر كه زياد شود ادب او بر عقل او بوده باشد مانند شبان ميانه گوسفند بسيار يعنى هر كه با وجود عقل ادب نيز داشته باشد و ادب اضافه عقل او شود او ميانه مردم مانند شبانى باشد در ميانه گوسفندان بسيار كه ممتاز باشد از ايشان بعقل و ادب و تأديب ايشان كند.
٨٨٨٧ من غلب عقله شهوته و حلمه غضبه كان جديرا بحسن السيرة.
هر كه غلبه كند عقل او بر خواهش او و بردبارى او بر خشم او، بوده باشد سزاوار بنيكوئى سيرت يعنى باين كه سلوك و طريقه او نيكو شمرده شود.