شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١ - ٧٣٤٠ للقلوب خواطر سوء، و العقول تزجر عنها
٧٣٣٧ لرسل الله فى كل حكم تبيين.
از براى پيغمبرانست در هر حكمى بيان نمودنى، يعنى هر حكمى را از براى أمت خود بيان كردهاند و واضح نمودهاند و هيچ حكمى از أحكام را مهمل و مجمل نگذاشتهاند، نهايت بعضى از آنها را همين از براى أوصيا يا بعضى خواص خود بيان كردهاند و ديگران را بايست كه از ايشان فرا گيرند.
٧٣٣٨ للكيس فى كل شيء اتعاظ.
از براى زيرك در هر چيزى پند گرفتنى است، يعنى در هر چيزى تفكر و تدبر كند و از آن پندى گيرد كه بكار او آيد[١].
٧٣٣٩ للعاقل فى كل عمل ارتياض.
از براى عاقل در هر عملى رياضت كشيدنيست، «رياضت» در اصل بمعنى رام كردن چارپايانست و براه آوردن آنها و منع آنها از حركات نالايق، و مراد در اينجا رام كردن نفس است از براى اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى، و منع آن از اعمال و افعال ناشايست و ملكات و خصال نكوهيده، و زينت دادن آن باخلاق و صفات حميده، و مراد اينست كه: عاقل هر كارى كه كند كارى باشد كه متضمن أمرى از آن امور باشد و كارى كه آنرا دخلى در تكميل نفس او نباشد نكند حتى اين كه امور مباحه را نيز عاقل بروشى كند كه متضمن اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى باشد و منع از عصيان او تعالى شأنه.
٧٣٤٠ للقلوب خواطر سوء، و العقول تزجر عنها.
از براى دلها خاطرهاى بد باشد و عقلها منع ميكند از آنها، «خاطر» چيزى را
[١] - نزديك باينست قول سعدى( ليكن فقط در باره كلام):
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|