شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٢ - ٧٨٣١ من عرف الدنيا تزهد
باو بگوئى غش مكن با او و خالص باش با او در آنچه مشورت بينى از براى او هر چند دشمن تو باشد و با او بد باشى، زيرا كه او ترا امين كرده پس خيانت با او روا نباشد.
٧٨٢٨ من وعظك فلا توحشه.
هر كه پند دهد ترا وحشت مفرما او را، يعنى چنان مكن كه رم كند از تو و دورى كند باين كه آزرده كنى او را و درشتى كنى با او، يا اين كه سخن او را نشنوى و داند كه در تو اثر نمىكند پس ديگر پند نگويد ترا، و ممكن است كه معنى «فلا توحشه» اين باشد كه غمناك مكن او را و مراد همان نهى از آزرده كردن او باشد بيكى از آن دو وجه كه مذكور شد.
٧٨٢٩ من عرف الله توحد.
هر كه بشناسد خدا را تنهائى گزيند، يعنى هر كه حق تعالى را بشناسد حق شناخت او اختلاط و آميزش زياد را با مردم ترك دهد و تنهائى را در اكثر اوقات اختيار كند تا بعبادت او مشغول باشد و با او مناجات و راز گويد.
٧٨٣٠ من عرف نفسه تجرد.
هر كه بشناسد نفس خود را برهنه گردد، يعنى هر كه بشناسد چنانكه بايد مرتبه نفس خود را و قابليت او را از براى كمالات و مراتب عاليه برهنه گردد از همه علايق و عوايق دنيوى، و مشغول گردد بتكميل نفس خود و رسانيدن آن بمراتب بلند و مقامات ارجمند كه قابليت آنها دارد.
٧٨٣١ من عرف الدنيا تزهد.
هر كه بشناسد دنيا را ترك كند آنرا و بىرغبت گردد در آن، زيرا كه چنانكه مكرر مذكور شد هر فرح و شادى و سرورى كه در آن باشد آميخته بأضعاف آن