شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٧ - ٩٠٠١ من لم يصلح على أدب الله لم يصلح على أدب نفسه
تا كسى بر ندارد سخنى را نشنود سخن زيبائى را، يعنى تا كسى بردبارى نداشته باشد و تحمل سخنان زشت درشت مردم نكند نشنود مدح و ثناى خود را از مردم، و اين كه او را وصف بخوبى و حلم و بردبارى كنند.
٨٩٩٩ من لم يداو شهوته بالترك لم يزل عليلا.
هر كه دوا نكند خواهش خود را بترك هميشه بيمار باشد، زيرا كه هميشه رنجور تعب و زحمت سعى از براى خواهشى و انتظار آن باشد و اگر بالفرض خواهشى حاصل شود خواهشى ديگر پيش گيرد و همچنين با آنكه اكثر آنها بىوزر و وبال نيز نباشد.
٩٠٠٠ من لم يصلح على اختيار الله لم يصلح على اختياره لنفسه.
هر كه شايسته نگردد بر اختيار خدا شايسته نگردد بر اختيار خود از براى نفس خود، غرض اينست كه حق تعالى صلاح حال هر كسى را بهتر داند و از براى هر كس از روزى و مانند آن آنچه صلاح حال او بوده تقدير كرده، و اگر كسى به آن چه خدا از براى او اختيار كرده و برگزيده بصلاح نيايد به آن چه خود از براى خود اختيار كند و برگزيند بصلاح نيايد، پس در هر باب بايد راضى و خشنود بنصيب و بهره حق تعالى بود.
٩٠٠١ من لم يصلح على أدب الله لم يصلح على أدب نفسه.
هر كه شايسته نشود بر ادب خدا شايسته نشود بر ادب نفس خود، مراد به «ادب خدا» يا تربيتى است كه حق تعالى هر كسى را كرده و نصيب و بهره كه از براى او از دنيا قرار داده كه او بآن تربيت يابد و بنا بر اين مضمون اين همان مضمون فقره سابقست، و يا آداب و طريقه سلوكيست كه حق تعالى از براى هر كس قرار داده در دنيا مثل فرمانبردارى رعيت از براى امام و رعايت حرف معلم و اهل علم و بزرگتر از خود، و لطف و مهربانى بزيردستان و امثال اينها، و بنا بر اين