شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩ - ٧٣٧٧ ليكن احب الناس اليك و احظاهم لديك اكثرهم سعيا فى منافع الناس
على نفسك.
بايد كه بوده باشد بر گزيدهترين مردم نزد تو كسى كه هديه بياورد بسوى تو عيب ترا، و يارى كند ترا بر نفس تو. مراد به «هديه آوردن عيب او بسوى او» اينست كه اظهار كند آنرا باو تا اين كه زايل كند آنرا از خود، چه اين بمنزله هديه و تحفهايست كه از براى او بياورد، و به «يارى كردن بر نفس او» اين كه يارى كند او را بر جهاد بر نفس و غلبه بر آن.
٧٣٧٤ ليكن احب الناس اليك من هداك الى مراشدك و كشف لك عن معايبك.
بايد كه بوده باشد دوست داشته شدهترين مردم بسوى تو كسى كه راه نمايد ترا بجايگاى رشد تو، و بردارد از براى تو پرده از عيبهاى تو. مراد به «جايگاههاى رشد» راه يافتن بصواب است.
٧٣٧٥ ليكن احظى الناس عندك اعملهم بالرفق.
بايد كه بوده باشد بهرهورترين مردم نزد تو عمل كنندهترين ايشان بنرمى، يعنى بنرمى كردن با مردم در سلوك و معاملات.
٧٣٧٦ ليكن اوثق الناس لديك انطقهم بالصدق.
بايد كه بوده باشد معتمدترين مردم نزد تو گوياترين ايشان براستى.
٧٣٧٧ ليكن احب الناس اليك و احظاهم لديك اكثرهم سعيا فى منافع الناس.
بايد كه بوده باشد دوست داشته شدهترين مردم بسوى تو و بهرهورترين ايشان نزد تو بيشترين ايشان بحسب سعى در منفعتهاى مردم.