شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢ - ٧٢٧٩ لكل ظالم انتقام
٧٢٧٤ لكل حى داء.
از براى هر زنده بيماريى باشد، مراد تسلى بيماران است و اين كه آدمى بايد كه تن بآن در دهد هر زنده را بغير حق تعالى ناچارست از آن، و نمىشود كه بيماريى رو ندهد.
٧٢٧٥ لكل علة دواء.
از براى هر بيماريى دوايى باشد، مراد اينست كه حق تعالى از براى هر بيماريى دوايى آفريده نهايت گاه هست، كه طبيب نمىداند آنرا يا در تشخيص مرض خطا ميكند.
٧٢٧٦ لكل اجل حضور.
از براى هر مرگى حاضر شدنى باشد، مراد اينست كه از مرگ غافل نبايد بود و در تهيه و تدارك آن بايد بود چه هر چند دير رسد آخر برسد و چاره از آن نباشد.
٧٢٧٧ لكل امل غرور.
از براى هر اميدى فريب دادنى باشد، مراد منع از آرزوها و اميدهاست و اين كه آنها فريب مىدهد آدمى را و مشغول مىسازد بطلب آنها، و باز مىدارد از سعى از براى آخرت.
٧٢٧٨ لكل نفس حمام.
از براى هر نفسى مرگى باشد، مراد اينست كه هر نفسى را از مرگ چاره نيست، پس هميشه بايد كه در تهيه آن باشد.
٧٢٧٩ لكل ظالم انتقام.
از براى هر ستمكننده انتقامى باشد، مراد منع از ستم است و اين كه نمىشود كه انتقام آن كشيده نشود در دنيا يا آخرت يا هر دو.