شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٥ - ٨٣٣٤ من منع الاحسان سلب الامكان
٨٣٣٠ من خاف ربه كف عن ظلمه.
هر كه بترسد از پروردگار خود باز ايستد از ظلم خود.
٨٣٣١ من زاد ورعه نقص اثمه.
هر كه زياد شود پرهيزگارى او كم شود گناه او، يعنى بقدر زياد شدن پرهيزگارى گناه كم شود، پس هر كه پرهيزگارى او كامل شود گناهى نماند از براى او.
٨٣٣٢ من طلب الزيادة وقع فى النقصان.
هر كه طلب كند زيادتى را بيفتد در نقصان، غرض ترغيب در راضى شدن بقدر كفافست و عدم طلب زيادتى بر آن، و اين كه آن بسيار مىشود كه باعث افتادن در نقصان مىشود، و ممكن است كه مراد شامل نقصان اخروى نيز باشد و بنا بر اين حكم كلى مىتواند بود چه طلب زيادتى اگر از هيچ راه باعث نقصان اخروى نشود از اين راه خود البته مىشود كه آن سعى كه از براى آن بشود مىتواند كه آن نيز از براى أمور أخروى بشود كه أشرف و أعلى و پاينده و باقيست، پس عدول از آن و صرف آن در أمور خسيسه فانيه كافيست در زيان و نقصان.
٨٣٣٣ من كتم الاحسان عوقب بالحرمان.
هر كه پنهان كند احسان را جزا داده شود بحرمان، مراد به «پنهان كردن احسان» اينست كه شكر آن نكند و به «حرمان» اين كه محروم گردد از احسان، يعنى اين كه آن احسان كننده ديگر احسان باو نكند بلكه ديگران نيز.
٨٣٣٤ من منع الاحسان سلب الامكان.
هر كه منع كند احسان را ربوده شود امكان را، يعنى هر پادشاه و حاكمى