شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٤ - ٨١٣٤ من أساء الى أهله لم يتصل به تأميل
٨١٣٠ من قطع معهود احسانه قطع الله موجود امكانه.
هر كه ببرد معهود احسان خود را، يعنى احسانى را كه عادت بآن كرده باشد ببرد خدا موجود امكان او را، يعنى متمكن ساختن او را بر احسان كه موجودست در او يعنى حق تعالى بجزاى آن بريدن او قدرت و استطاعت احسان كه باو داده و بالفعل موجودست در او ببرد از او، و چنان كند كه ديگر قادر بر آن نباشد.
٨١٣١ من كان متواضعا لم يعدم الشرف.
هر كه بوده باشد تواضع كننده نيست در نيابنده شرف، يعنى البته شرف و بلندى مرتبه را دريابد و برسد بآن، و مراد تواضع و فروتنى كردن در درگاه حق تعالى است و با خلق نيز.
٨١٣٢ من كان متكبرا لم يعدم التلف.
هر كه بوده باشد تكبركننده نيست در نيابنده تلف، يعنى نمىشود كه در نيابد تلف عزت و شرف خود را.
٨١٣٣ من أساء الى نفسه لم يتوقع منه جميل.
هر كه بد كند بسوى نفس خود توقع داشته نمىشود از او نيكوئى، يعنى قابل اين نيست كه كسى توقع نيكوئى از او داشته باشد، زيرا كه نيكو كردن با نفس خود ضرورترست از همه نيكوئيها، پس كسى كه آن را نكند توقع نيكوئى ديگر از او نمىتوان داشت.
٨١٣٤ من أساء الى أهله لم يتصل به تأميل.
هر كه بد كند بسوى اهل خود پيوسته نشود باو اميدى، يعنى قابل اين نيست كه ديگرى از او اميد احسان داشته باشد، زيرا كه احسان باهل خود ضرورترست از احسان بديگران، پس كسى كه با اهل خود بد كند ديگرى باو چه اميد احسانى داشته باشد؟!.