شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٨ - ٧٦٢٧ لنا حق ان اعطيناه و الا ركبنا اعجاز الابل و ان طال السرى
از آن كه هم تعب و مشقت دارد آن سوارى، خصوصا هرگاه دراز كشد و در شب باشد با تعب و مشقت اصل شبگير و هم خوارى و ذلت. و ممكن است كه «سوار شدن بر عجز شتر» مثل شده باشد از براى راضى شدن بخوارى و ذلت و تعب و مشقت «هر چند دراز كشد شبگير» هر چند در چيزى باشد كه گذشتن و دورى از آن ملحوظ باشد و ممكن است نيز كه آن اشاره باشد به آن چه واقع شد از نصب آن حضرت بعد از ديگران كه شبيه بردافت با ايشان بود و مراد اين باشد كه و اگر نه جنگ و جدال نميكنم بلكه صبر ميكنم بر خوارى و ذلت ردافت ديگران و «هر چند دراز كشد شبگير» اشاره باشد باين كه آن ردافت نيز بعد از زمان درازى شود و تشبيه شده باشد آن زمان بزمان شبگير دراز، باعتبار تعب و زحمت آن و تاريكى آن نيز بسبب رواج ضلالت و گمراهى در آن.
و پوشيده نيست كه اين اعراض از حق خود و طلب نكردن آن بايد كه بأمر حق تعالى و فرموده او باشد باعتبار مفسده كه در طلب آن بوده مثل اين كه آن حضرت اگر بعد از رحلت حضرت رسالت پناهى ٦ كه هنوز اسلام مزاجى نگرفته بود طلب حق خود بجنگ و قتال ميكرد فتنه عظيم ميانه مسلمانان مىشد و باعث ضعف بلكه استيصال ايشان مىگشت.
اينست آنچه بخاطر رسيد در حل اين كلام معجز نظام، و بعد از آن رجوع شد بكتاب مستطاب نهج البلاغه در آنجا هم بود و سيد بزرگوار سيد رضى مؤلف آن بعد از نقل آن فرموده كه: اين از لطيف كلام و فصيح آنست و معنى آن اينست كه: ما اگر داده نشويم حق خود را بوده باشيم ذليلان، و اين باعتبار اينست كه رديف سوار مىشود عجز شتر را مانند بنده و اسير و امثال آنها. و محقق بحرانى شارح آن نقل كرده از ازهرى كه او در كتاب تهذيب اللغة نقل كرده از قتيبى كه او گفته كه:
سوارى عجز شتر مشقت دارد و معنى كلام اينست كه ما اگر منع كرده شويم از حق خود سوار مىشويم بر مركب مشقت و صبر مىكنيم بر آن و هر چند دراز كشد و بىتابى