شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣ - ٧٤١٤ لن يتعبد الحر حتى يزال عنه الضر
ملاقات كرده نمىشود بسيار تعجيل كننده ستايش كرده شده، يعنى كسى كه در كارها بسيار تعجيل كند و بىتأمل و تفكر در عاقبت آنها كند هرگز مدح و ستايش كرده نشود حتى اين كه اگر بر سبيل اتفاق كار درستى بكند باز مردم مذمت او ميكنند كه بد كرد كه تعجيل كرد نهايت چنين اتفاق افتاد كه درست نشست.
٧٤١٠ لن يصفو العمل حتى يصح العلم.
صاف نمىشود عمل تا اين كه صحيح شود علم، يعنى عملى كه از روى علم صحيح نباشد صاف نباشد.
٧٤١١ لن يثمر العلم حتى يقارنه الحلم.
ميوه نمىدهد علم و دانش تا اين كه همراه شود آنرا حلم و بردبارى.
٧٤١٢ لن ينجع الادب حتى يقارنه العقل.
نفع نمىدهد ادب تا اين كه همراه شود آنرا عقل، ظاهر اينست كه مراد به «أدب» اخلاق حسنه باشد يا آدابى كه از براى چيزها در شرع يا عقل مقرر شده و مراد اينست كه آنها بىعقل و زيركى چندان سودى ندارد عمده مزيت آدمى عقل و زيركى است و مزاياى ديگر هرگاه بىآن باشد چندان نفعى ندارد.
٧٤١٣ لن يجدي القول حتى يتصل بالفعل.
سود نمىدهد گفتار تا بپيوندد بكردار، يعنى تا وقتى كه بپيوندد بكردار و ضم شود با آن.
٧٤١٤ لن يتعبد الحر حتى يزال عنه الضر.
بنده گردانيده نمىشود حر تا اين كه زايل كرده شود از او ضر، «حر» بضم حاء و تشديد راء هر دو بىنقطه بمعنى آزادست، و «ضر» بضم ضاد با نقطه و تشديد راء بىنقطه بمعنى بدى حال، و مراد اينست كه مرد آزاده بنده كسى نمىشود و مطيع