شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤ - ٧٤٠١ لقد اخطأ العاقل اللاهى الرشد، و اصابه ذو الاجتهاد و الجد
و درشتى كردن با مردم.
٧٣٩٨ لربما اقبل المدبر و ادبر المقبل.
هر آينه بسا باشد كه رو آورد پشتگرداننده، و پشت گرداند رو آورنده.
غرض اينست كه از پشت گردانيدن دولت نوميد نبايد شد بسا باشد و گاه مىشود كه باز رو مىآورد، و همچنين برو آوردن آن مغرور نبايد شد بسا باشد كه بسيار مىشود كه رو آورنده پشت مىگرداند.
و ممكن است كه مراد از هر دو همان مضمون اول باشد و اين كه از پشت گردانيدن دولت نوميد نبايد شد بسا باشد كه باز رو آورد و نكبتى كه رو آورده پشت گرداند.
٧٣٩٩ لقد كنت و ما اهدد بالحرب و لا ارهب بالضرب.
هر آينه بتحقيق كه بودم من و نه تهديد كرده مىشدم بحرب، و نه ترسانيده مىشدم بضرب. «تهديد» هم بمعنى تخويف و ترسانيدنست و مراد اظهار شجاعت خود است بعنوانى كه از جنگ و حرب و زدن و ضرب باكى نداشته و كسى آن حضرت را به آنها تخويف و تهديد نمىتوانست كرد.
٧٤٠٠ لربما قرب البعيد و بعد القريب.
هر آينه بسا باشد كه نزديك شود دور، و دور شود نزديك، اين هم نزديك بمضمون فقره سابق سابق است و غرض اينست كه در حال شدت و سختى نوميد نبايد شد بسا باشد و گاه هست كه خلاصى از آن هر چند دور نمايد نزديك شود و آن نزديك دور شود، يا اين كه در حال رفاه و فراخى نيز مغرور نبايد شد گاه هست كه باندك چيزى آن زايل مىشود و دور مىگردد.
٧٤٠١ لقد اخطأ العاقل اللاهى الرشد، و اصابه ذو الاجتهاد و الجد.
هر آينه بتحقيق كه خطا كرده عاقل لاهى، يعنى غافل يا بازى كننده رشد را،