شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨ - ٧٣٧٣ ليكن آثر الناس عندك من اهدى اليك عيبك،
و بعد از اين فرمودهاند كه: اگر كم باشد حق گاه باشد كه بسيار شود و اميد هست كه بسيار شود و ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه در آن زمان گاه باشد كه بسيار شود و اميد آن باشد و بنا بر اين غرض از تتمه كلام استبعاد وقوع آن معنى و دورى حصول آن متمناست باعتبار اين كه كم است اين كه چيزى كه پشت كرده باشد رو آورد، و اما حمل آن بر اشاره ببسيارشدن آن در زمان حضرت صاحب الزمان عليه صلوات الله الملك المنان چنانكه بعضى شارحان نهج البلاغه كردهاند پس مناسب تتمه كلام نيست مگر اين كه غرض اشاره بآن باشد با اشاره باين كه آن امريست كه مثل آن كم واقع مىشود و الله تعالى يعلم.
و ممكن است كه «ربما» در اينجا از براى تكثير باشد چنانكه گاهى بآن معنى مىآيد بلكه بعضى حقيقت در آن مىدانند و «لعل» از براى مرجوبودن آن و توقع آن باشد باعتبار كثرت وقوع آن، و بنا بر اين معنى اينست كه: و اگر كم باشد حق در اين زمان بسيار باشد كه چنين باشد و متوقع است وقوع آن كمى در أكثر ازمنه، و بنا بر اين بمنزله تأكيد فقره سابق باشد و غرض از تتمه كلام استبعاد تغير و تبدل آن حال باشد بعد از آن نيز در آن زمان، و الله تعالى يعلم.
٧٣٧٢ ليكن الشكر شاغلا لك على معافاتك مما ابتلى به غيرك[١].
بايد كه بوده باشد شكر مشغول سازنده مر ترا بر عافيت تو از آنچه مبتلا شده بآن غير تو، غرض تحريص هر كس است بر مشغول شدن بشكر بر عافيت خود از هر بلائى كه ببيند كه ديگرى بآن مبتلا شده.
٧٣٧٣ ليكن آثر[٢] الناس عندك من اهدى اليك عيبك،
و اعانك
[١] - مولوى در اين باب نيكو سروده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] -« آثر» صيغه اسم تفضيل است چنانكه شارح( ره) نيز بلفظ« برگزيدهترين» معنى كرده است.