شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٧٢ - ٩٢٣٠ من جفا أهل رحمه فقد شان كرمه
و هر يك از اين خواص متضمن فوايد و حكمتها باشد كه بر صاحب بصيرت پوشيده نباشد.
٩٢٢٧ من فقد أخا فى الله فكأنما فقد أشرف أعضائه.
هر كه نيابد برادرى را در راه خدا پس گويا نيابد شريفترين اعضاى خود را، يعنى برادر در راه خدا بمنزله شريفترين أعضاى آدميست[١].
٩٢٢٨ من بالغ فى الخصام أثم و من قصر عنه خصم.
هر كه مبالغه كند در دشمنى گنهكار گردد، و هر كه كوتاهى كند از آن خصومت كرده شود، مراد اينست كه در دشمنى با مردم ميانه روى بايد، مبالغه در آن نبايد كرد بدشمنى كردنهاى بيجا و بعبث كه باعث گناه شود، و كوتاهى نبايد كرد باين كه اصلا متعرض دشمن نشد و گذاشت كه هر چه خواهد كند كه باعث اين شود كه دشمن غلبه كند در دشمنى با او، بلكه بايد كه با هر كه دشمنى كند بقدر مقدور سعى كرد در دفع دشمنى او اگر بصلاح آوردن او ميسر باشد بآن، و الا بهر وجه كه ميسر شود تا اين كه آدمى نه گنهكار و نه مغلوب و خفيف و خوار گردد.
٩٢٢٩ من قصر عن فعل الخير خسر و ندم.
هر كه كوتاهى كند از كردن كار خير زيان كند و پشيمان گردد.
٩٢٣٠ من جفا أهل رحمه[٢] فقد شان كرمه.
هر كه بجا نياورد صله اهل خويشى خود را پس بتحقيق كه زشت و عيبناك
[١] - نظير اخبار ديگرست كه بطرق و عبارات مختلفه در اثبات اين معنى وارد شده و سعدى خلاصه آنها را در اين ابيات آورده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - اين كلمه در بعضى نسخ« رحمة» بفتح راء و سكون حاء و فتح ميم و بتاء در آخر( بدون اضافه بضمير) نقل شده است.