شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٢ - ٩٠٨٥ من طلب صديق صدق وفيا طلب ما لا يوجد
در تحمل لغزشهاى دوستان و خطاهاى ايشانست و در گذشتن از آنها، و اين كه اگر كسى چنين نكند دوستان رم كنند از او، و دوستى از براى او نماند، و تنها ماند و تنها بميرد، و ذكر خصوص آن باعتبار اينست كه حضور دوستان در آن وقت از براى تجهيز و دعا و ترحم ضرورترست از ساير اوقات.
٩٠٨٠ من لم يتق وجوه الرجال لم يتق الله سبحانه.
هر كه نپرهيزد از رويهاى مردان نپرهيزد از خداى سبحانه يعنى چنين كسى بىشرمى خواهد بود كه از خداى سبحانه نيز شرم نكند
چنانكه فرموده:
٩٠٨١ من لم يستحى من الناس لم يستحى من الله سبحانه.
هر كه شرم نكند از مردم شرم نكند از خداى سبحانه.
٩٠٨٢ من جمع له مع الحرص على الدنيا البخل بها فقد استمسك بعمودى اللؤم.
هر كه جمع كرده شده باشد از براى او با حرص در دنيا بخيلى بآن پس بتحقيق كه چنگ در زده بدو ستون دنائت و پستى مرتبه.
٩٠٨٣ من اعتمد على الدنيا فهو الشقى المحروم.
هر كه اعتماد كند بر دنيا پس اوست بدبخت محروم.
٩٠٨٤ من لم يحسن ظنه استوحش من كل أحد.
هر كه نيكو نگرداند گمان خود را وحشت كند از هر كس، مراد ترغيب در نيكو كردن گمانست بمردم و اگر نه بايد كه از همه كس وحشت كرد، و مكرر در اين باب تفصيلى مذكور شد.
٩٠٨٥ من طلب صديق صدق وفيا طلب ما لا يوجد.