شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٠ - ٩٠٧٦ من كان فيه ثلاث سلمت له الدنيا و الآخرة، يأمر بالمعروف و يأتمر به، و ينهى عن المنكر و ينتهى عنه، و يحافظ على حدود الله جل و علا
بر دين خود كارى نكند كه ضرر بآن داشته باشد پس سالم ماند از هلاكت اخروى كه هلاكت همانست.
٩٠٧٥ من زهد فى الدنيا قرت عينه بجنة المأوى.
هر كه بىرغبت باشد در دنيا سرد گردد چشم او بجنة المأوى، مكرر مذكور شد كه «سردى چشم» كنايه از شاد گشتن است باعتبار اين كه در شادى اشك سرد مىآيد از آن، و «جنة المأوى» نام بهشت است يا بهشت خاصى.
٩٠٧٦ من كان فيه ثلاث سلمت له الدنيا و الآخرة، يأمر بالمعروف و يأتمر به، و ينهى عن المنكر و ينتهى عنه، و يحافظ على حدود الله جل و علا.
هر كه بوده باشد در او سه چيز سالم ماند براى او دنيا و آخرت، امر كند بمعروف و امر پذير شود خود بآن، و نهى كند از منكر و باز ايستد خود از آن، و محافظت كند بر حدهاى خداى- كه بزرگ و بلند مرتبه است- قبل از اين مذكور شد كه مراد به «معروف» هر واجبى است كه فعل آن سبب ثواب باشد و ترك آن باعث عقاب، يا هر چه فعل آن سبب ثواب باشد و ترك آن باعث عقاب نباشد كه شامل مستحبات نيز باشد، و مراد به «منكر» هر حراميست كه ترك آن باعث ثواب شود و فعل آن سبب عقاب، يا هر چه ترك آن باعث ثواب شود هر چند فعل آن سبب عقاب نشود كه شامل مكروهات نيز باشد، و بنا بر اول امر به آنها و همچنين امر پذير بودن به آنها يعنى بجا آوردن خود آنها را، و نهى از آنها و باز ايستادن خود از آنها بعنوان وجوبست، و بنا بر دويم در واجبها و حرامها بعنوان وجوبست، و در مستحبات و مكروهات بعنوان استحباب، و در واجبها و حرامها امر و نهى و بجا آوردن خود در همه آنها بايد، و در مستحبات ترغيب در مطلق آنها و رغبت خود در آن بايد، و اگر نه مستحبات زياده از آنست كه كسى همه آنها را بجا تواند