شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٢ - ٩٠٥٤ من عاند الزمان أرغمه، و من استسلم اليه لم يسلم
٩٠٤٩ من عرى عن الهوى عمله حسن أثره فى كل أمر.
هر كه برهنه و خالى باشد از هوا و خواهش عمل او، نيكو باشد اثر او در هر كارى، يعنى نيكو باشد ثمره و نتيجه هر كار او.
٩٠٥٠ من عفت أطرافه حسنت أوصافه.
هر كه عفيف باشد اطراف او نيكو باشد اوصاف او، يعنى هر كه باز ايستد از حرام اعضا و جوارح ظاهرى او، و خود را نگاهدارد از افعال بد، نيكو باشد اخلاق و صفات او نيز.
٩٠٥١ من كرمت نفسه قل شقاقه و خلافه.
هر كه گرامى باشد نفس او، كم باشد عداوت او و مخالفت او، يعنى با مردم از براى غير امر دينى.
٩٠٥٢ من أكثر المناكح غشيته الفضائح.
هر كه بسيار كند مناكح را فرو گيرد او را فضايح، ظاهر اينست كه مراد به «مناكح» زنانى باشد كه از براى نكاح و وطى باشند خواه بعنوان عقد دائم باشد و خواه متعه و خواه كنيز، و «فرو گرفتن رسوائيها او را» باعتبار نزاع و شقاقى باشد كه در أغلب ميانه ايشان بهم رسد و باعث رسوائى او شود.
٩٠٥٣ من تاجرك فى النصح كان شريكك فى الربح.
هر كه سودا كند با تو بنصيحت بوده باشد شريك تو در سود، يعنى در ثواب و اجرى كه داشته باشى بسبب قبول نصيحت او در ترك حرامى يا كردن طاعتى.
٩٠٥٤ من عاند الزمان أرغمه، و من استسلم اليه لم يسلم.
هر كه دشمنى كند با روزگار بخاك مالد او را، و هر كه دوستى و فرمانبردارى كند