شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠٧ - ٨٩٥٩ من لم يحسن العفو أساء بالانتقام
هر كه لازم باشد مشورت كردن را نباشد نيابنده نزد درست مدح كننده را، و نزد خطا عذر خواهنده را، مراد ترغيب در مشورت كردنست در كارها، و لازم آن بودن و از آن جدا نشدن، و اين كه هر كه چنين كند آنچه كند اگر درست باشد مردم مدح او كنند و اگر خطا كند عذر گويند كه تقصيرى نكرده او بذل جهد خود كرده نهايت درست ننشسته[١]، بخلاف اين كه مشورت نكند كه اگر خطا كند همه كس توبيخ و سرزنش او كنند كه چرا مشورت نمىكرد بلكه اگر درست شود نيز مدح او نكنند بلكه ذم او كنند كه مشورت نكرده نهايت بحسب اتفاق درست نشسته.
٨٩٥٧ من آثر رضى رب قادر فليتكلم بكلمة عدل عند سلطان جائر.
هر كه اختيار كند خشنودى پروردگار توانائى را پس سخن گويد بكلمه عدلى نزد پادشاه ستم كننده، يعنى كلمه عدلى گفتن نزد پادشاه ستم كننده از براى رفع ستم او سبب خشنودى پروردگار قادر مىگردد، پس هر كه آنرا خواهد خود را از آن معاف ندارد و ظاهر اينست كه وصف حق تعالى به «قادر» در اينجا از براى اين باشد كه از اين سخن گفتن نبايد ترسيد حق تعالى قادر و تواناست، هرگاه داند كه او از براى رضا و خشنودى او مىگويد نگذارد كه باو ضررى بسبب آن برسد.
٨٩٥٨ من لم يجاز الإساءة بالاحسان فليس من الكرام.
هر كه جزا ندهد بدى را باحسان پس او نيست از مردم گرامى بلند مرتبه.
٨٩٥٩ من لم يحسن العفو أساء بالانتقام.
هر كه نيكو نكند عفو را بد كند بانتقام، مراد ترغيب در عفو و در گذشتن از گناهست و اين كه آن نيكوست و انتقام بدست، پس كسى كه آن خوبى را نكند بايد كه آن بدى را بكند.
[١] -« درست نشستن» كنايه از اصابه تدبير و راست و درست بودن آنست.