شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٧ - ٨٨٣٥ من ترك قول«لا أدرى» أصيبت مقاتله
و در بعضى نسخهها «تغنه» بغين نقطهدارست و بنا بر آن ترجمه اينست كه: غنى و بىنياز نكند او را چارههاى او و حاصل هر دو يكيست.
٨٨٣٠ من كانت همته ما يدخل بطنه كانت قيمته ما يخرج منه.
هر كه بوده باشد همت او آنچه داخل شود در شكم او، بوده باشد قيمت او آنچه بيرون مىآيد از آن، مراد به «همت» عزم است و غرض توبيخ كسيست كه عزم و قصد او خورش باشد و از براى آن سعى زياد كند.
٨٨٣١ من أثنى عليه بما ليس فيه سخر به.
هر كه ثنا گفته شود بر او به آن چه نبوده باشد در او تمسخر كرده شود باو، مراد اينست كه بچنين ثنائى كه كسى كند مغرور نبايد شد، اين تمسخريست كه او ميكند، يا در واقع بمنزله تمسخرست هر چند او قصد تمسخر نداشته باشد.
٨٨٣٢ من مكر بالناس رد الله سبحانه مكره فى عنقه.
هر كه مكر كند بمردم برگرداند خداى سبحانه مكر او را در گردن او.
٨٨٣٣ من أحسن الى الناس حسنت عواقبه و سهلت له طرقه.
هر كه احسان كند بسوى مردم نيكو باشد عاقبتهاى او و آسان شود از براى او راههاى او، يعنى نيكو شود عاقبت كارهاى او، و آسان شود براى او راههاى مطالب و مقاصد او.
٨٨٣٤ من سلم من المعاصى عمله بلغ من الآخرة أمله.
هر كه سالم باشد از معصيتها عمل او، برسد از آخرت باميد و امل خود.
٨٨٣٥ من ترك قول «لا أدرى» أصيبت مقاتله.
هر كه ترك كند گفتن «نمىدانم» را رسيده شود جايگاههاى كشته[١] شدن
[١] - در نسخه اصل صريحا:« كشتن».