شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٤ - ٨٧٦٦ من أكثر من ذكر الموت قلت فى الدنيا رغبته
هر كه دين نباشد از براى او رستگارى نباشد از براى او.
٨٧٦٢ من لا ايمان له لا أمانة له.
هر كه ايمان نباشد از براى او امانت نباشد از براى او.
٨٧٦٣ من وثق بان ما قدر الله له لن يفوته استراح قلبه.
هر كه اعتماد داشته باشد باين كه آنچه تقدير كرده خدا از براى او هرگز فوت نشود از او راحت يابد دل او، زيرا كه در غم و اندوه روزى و مانند آن نخواهد بود.
٨٧٦٤ من أصر على ذنبه اجترى على سخط ربه.
هر كه اصرار كند بر گناه خود جرأت كند بر خشم پروردگار خود، «اصرار بر چيزى» ايستادگى بر آن و مداومت كردن بر آنست و كردن گناهى و عزم بر كردن آن بار ديگر نيز در حكم اصرارست، هر چند هنوز بار ديگر نكرده باشد چنانكه مكرر مذكور شد، و «جرأت كند بر خشم پروردگار» يعنى دلير و بىباك رود بنزد او.
٨٧٦٥ من اشتغل بغير ضرورته فوته ذلك منفعته.
هر كه مشغول گردد بغير ضرورت خود فوت گرداند او را اين منفعت او را، مراد به «ضرورت» چيزيست كه مهم و در كار باشد از ضروريات دنيوى و خيرات اخروى، چه همه آنها مهم و در كارست هر چند واجب شرعى نباشد، و مراد اينست كه هر كه مشغول شود بغير آنها اين سبب آن مىشود كه بعضى از آنها فوت شود او را، زيرا امور مهمه در هر وقت آن قدر هست كه كسى كه خواهد به آنها كما ينبغي قيام نمايد فرصت زياده بر آن نيابد پس بقدر آنچه بغير آنها مشغول گردد ناچار او را از آنها فوت شود.
٨٧٦٦ من أكثر من ذكر الموت قلت فى الدنيا رغبته.
هر كه بسيار كند ياد مرگ را كم شود در دنيا رغبت او.