شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٥٩ - ٨٧٤٥ من ساترك عيبك و عابك فى غيبك فهو العدو فاحذره
٨٧٤١ من لهج قلبه بحب الدنيا التاط منها بثلاث، هم لا يغنيه و حرص لا يتركه و أمل لا يدركه.
هر كه حريص باشد دل او بدوستى دنيا مىچسبد از آن بسه چيز، اندوهى كه دائمى باشد نه اين كه يك روز باشد و يك روز نباشد، و حرصى كه ترك نكند آن را، و اميدى كه در نيابد آن را.
٨٧٤٢ من جار ملكه[١] تمنى الناس هلكه.
هر كه ستم كند در ملك خود آرزو كنند مردم هلاك او را.
٨٧٤٣ من عقل اعتبر بأمسه و استظهر لنفسه.
هر كه عاقل باشد عبرت گيرد بأمس خود و احتياط كند از براى نفس خود، «أمس» بمعنى ديروزست، و مراد به «عبرت گرفتن بآن» عبرت گرفتن بوقايعيست كه در ايام گذشته واقع شده تا از براى آينده او كار آيد، يا عبرت گرفتن باصل ديروز و گذشتگى آن و پى بردن از آن باين كه چنانكه آن بزودى گذشت و اثرى از آن باقى نمانده تمام عمر نيز بزودى بر آن نحو خواهد گذشت پس بايد كه مشغول كارى بود كه اثر آن پاينده و باقى باشد.
٨٧٤٤ من جهل اغتر بنفسه، و كان يومه شرا من أمسه.
هر كه نادان باشد مغرور گردد بنفس خود، و بوده باشد روز او بدتر از ديروز او، يعنى در هر روز كسب گناهى كند پس هر روز او بدتر از روز پيش او باشد.
٨٧٤٥ من ساترك عيبك و عابك فى غيبك فهو العدو فاحذره.
[١] - در بعضى نسخ« فى ملكه» بجاى« ملكه» است و آن درست است زيرا كه معلوم نيست كه مشاكله و ازدواج اين قدر قوت داشته باشد كه بخاطر آن« فى ملكه» را« ملكه» توان خواند يعنى منصوب بنزع خافض گرفت كه امر سماعى است.