شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٨ - ٨٦٩١ من قوى دينه أيقن بالجزاء و رضى بمواقع القضاء
٨٦٨٧ من جهل موضع قدمه عثر[١] بدواعى ندمه.
هر كه نداند جايگاه پاى خود را بلغزد بخوانندههاى پشيمانى خود، مراد ترغيب در اينست كه آدمى قدر و مرتبه خود را داند و پا از اندازه خود بيرون نگذارد و اگر نه بلغزد بكارى چند كه بخوانند او را بسوى پشيمانى او، يعنى سبب پشيمانى او باشند و عاقبت پشيمانى گردد از آنها.
٨٦٨٨ من ظلم قصم عمره و دمر عليه ظلمه.
هر كه ستم كند شكسته شود عمر او، و هلاك كند او را ستم او.
٨٦٨٩ من اطرع ما يعنيه وقع الى ما لا يعنيه.
هر كه دور كند آنچه را مهم او باشد بيفتد بسوى آنچه مهم او نباشد، غرض ترغيب بر اشتغال بمهمات است يعنى چيزى چند كه در كار و ضرور باشد و فوت آن باعث هم و اندوه گردد، و اين كه كسى كه واگذارد مهمى را نمىشود كه نيفتد در كارى كه مهم او نباشد و بكار او نيايد، و در بعضى نسخهها «يغنيه» در هر دو جا بضم يا و غين با نقطه است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: هر كه دور كند آنچه را بىنياز سازد او را بيفتد در آنچه بىنياز نسازد او را، و حاصل هر دو يكيست.
٨٦٩٠ من أحسن الوفاء استحق الاصطفاء.
هر كه نيكو كند وفادارى را سزاوار باشد برگزيدن را، يعنى برگزيدن او را براى دوستى و برادرى.
٨٦٩١ من قوى دينه أيقن بالجزاء و رضى بمواقع القضاء.
هر كه قوى باشد دين او يقين كند بجزا و راضى باشد بجايگاههاى قضا يعنى يقين كند بجزا دادن حق تعالى هر عملى را، اگر نيك باشد بنيكى و اگر بد باشد
[١] - كذا بخط شارح( ره) و از باب« نصر» و« ضرب» و« علم» نيز آمده است، در أقرب الموارد گفته:« عثر الرجل و الفرس عثرا و عثيرا و عثارا زل و كبا( تا آخر)».