شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٣ - ٨٦٧٠ من أشفق على سلطانه قصر عن عدوانه
٨٦٦٦ من أيقن بالمجازاة لم يؤثر غير الحسنى.
هر كه يقين داشته باشد جزا دادن اعمال را اختيار نكند غير نيكوئى را، بر قياس فقره سابق.
٨٦٦٧ من أسس أساس الشر أسسه على نفسه.
هر كه بنا گذارد اساس بدى را بنا گذارد آن را بر نفس خود، زيرا كه ضرر آن بر نفس او زياده باشد از ضرر بآن كه واقع مىشود نسبت باو، زيرا كه ضرر باو ضررى باشد دنيوى كه حق تعالى تلافى آن بر وجه احسن بكند و ضرر آن بر نفس او عذاب و عقاب إلهى باشد در آخرت و گاهى در دنيا نيز، و تفاوت ميانه آنها ظاهرست و محتاج ببيان نيست.
٨٦٦٨ من سل سيف البغى غمد فى رأسه.
هر كه بيرون آورد از غلاف شمشير ستم و طغيان را در غلاف كرده شود آن در سر او، يعنى فرو رود در سر او و آن بمنزله غلافى گردد از براى آن.
٨٦٦٩ من عدل فى سلطانه استغنى عن أعوانه.
هر كه عدل كند در سلطنت خود بىنياز گردد از يارى كنندگان خود بلكه حق تعالى يارى او كند يا اين كه همه مردم يارى او كنند و احتياج بلشكرى و يارى كنندگان مقررى ندارد.
٨٦٧٠ من أشفق على سلطانه قصر عن عدوانه.
هر كه بترسد بر سلطنت خود كوتاه كند دشمنى خود را، يعنى دشمنى كردن با ديگران را، تا اين كه ايشان نيز دشمنى نكنند با او و محتاج بجنگ و جدال نشود كه عاقبت آن معلوم نيست.