شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٤ - ٨٥٧٧ من فكر أبصر العواقب
هر كه در گذرد از حق تنگ باشد راهى كه رود يعنى راه واسع در هر باب راه حق است كه هيچ زيان و خسرانى ندارد و هر كه از آن تجاوز كند بهر راهى كه رود تنگ باشد يعنى كار بر او تنگ شود و در هلاكت و زيان و خسران افتد.
٨٥٧٢ من أحب الذكر الجميل فليبذل ماله.
هر كه دوست دارد ذكر جميل را پس عطا كند مال خود را، مراد به «ذكر جميل» اينست كه مردم او را بنيكوئى ياد كنند.
٨٥٧٣ من رغب فيما عند الله بلغ آماله.
هر كه رغبت كند در آنچه نزد خداست برسد باميدهاى خود.
٨٥٧٤ من تكرر سؤاله للناس ضجروه[١].
هر كه مكرر شود سؤال او از مردم ملول گردند از او.
٨٥٧٥ من طلب ما فى أيدى الناس حقروه[٢].
هر كه طلب كند آنچه را در دستهاى مردم است سبك شمارند او را.
٨٥٧٦ من جمع المال لينفع به الناس أطاعوه، و من جمع لنفسه أضاعوه.
هر كه جمع كند مال را براى اين كه نفع برساند بآن مردم را اطاعت كنند او را، و هر كه جمع كند از براى نفس خود ضايع كنند او را، يعنى واگذارند و فرمان او نبرند يا هلاك گردانند.
٨٥٧٧ من فكر أبصر العواقب.
هر كه فكر كند بينا گردد عاقبتها را.
[١] - كذا بفتح ضاد بخط شارح و گويا باعتبار« ضجروا منه او به» چنين استعمال شده است.
[٢] - كذا بخطه( ره) و نظر بموازنه با« ضجروه» قرائت« حقروه» بتخفيف بهتر است.