شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٩ - ٨٥٥٣ من و اخذ نفسه صان قدره و حمد عواقب أمره
٨٥٤٩ من أعطى فى غير الحقوق قصر عن الحقوق.
هر كه عطا كند در غير حقها كوتاهى كند از حقها، مراد منع از بذل مال است در مصارفى كه سزاوار نباشد مثل عطاى بغير اهل آن و اين كه آن باعث اين مىشود كه در مصارفى كه سزاوار باشد كوتاهى كند زيرا كه كسى را ميسر نيست كه با وجود اين كه در غير مصرف عطا كند در مصارف آن نيز چنانكه بايد تواند عطا كرد، و ديگر اين كه هر چه در آنها صرف كند مىتواند كه در مصارفى كه سزاوار باشد صرف كند پس اگر در اينها صرف نكند و در آنها صرف كند كوتاهى باشد از او در اينها.
٨٥٥٠ من لم يتعاهد موادده فقد ضيع الصديق.
هر كه باز نرسد يعنى تفقد و جستجو نكند دوست خود را پس بتحقيق كه ضايع كند دوست خود را، يعنى باعث اين شود كه او ترك دوستى كند و از دوستان او كم شود، يا اين كه ضايع كند حق دوست خود را زيرا كه حق دوست اينست كه تفقد او بشود.
٨٥٥١ من كثر غضبه لم يعرف رضاه.
هر كه بسيار باشد خشم او شناخته نمىشود رضاى او، يعنى اگر گاهى از كسى راضى و خشنود گردد شناخته نمىشود اين معنى از او، يعنى اعتمادى بر رضا و خشنودى او نيست، زيرا كه چون عادت او خشم و غضب است دور نيست از او كه با وجود اين رضا و خشنودى كه در حال دارد لحظه ديگر باندك سببى خشمناك گردد، پس كسى كه خواهد كه اعتماد بر او كنند بايد كه رضا و خشنودى و همچنين امثال آنرا ملكه خود گرداند تا مردم بر او اعتماد كنند چنانكه گذشت.
٨٥٥٢ من وادك لأمر ولى عند انقضائه.
هر كه دوستى كند با تو از براى كارى پشت بگرداند نزد انجام رسيدن آن، غرض اينست كه اعتماد بر چنين دوستى نيست دوستيى كه اعتماد بر آن باشد اينست كه از براى كارى و مطلبى نباشد.
٨٥٥٣ من و اخذ نفسه صان قدره و حمد عواقب أمره.