شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١٨ - ٨٥٤٨ من وثق بغرور الدنيا أمن مخوفه
«جدال» مكابره كردن در بحثها و گفتگوهاست و زور گفتن و قبول نكردن مقدمات حقه، يا «جدل» بمعنى اصطلاحى يعنى بنا گذاشتن دليل بر مقدمات مشهوره ميانه مردم يا مسلمه نزد خصم هر چند حقيقت آنها ظاهر نباشد، و بنا بر اول مراد اينست كه در بحثها مكابره نبايد كرد و سخنان حق را قبول بايد كرد و بزور منع نبايد كرد كه اگر كسى خود را بر جدل دارد و دانسته مكرر جدل كند از براى أغراضى مثل ننگ داشتن از غلبه خصم يا وانمودن غلبه خود بر او بمردم و مانند اينها، اين معنى طبيعى او مىشود كه در اكثر مقدمات حقه مكابره كند و نداند كه مكابره و زورست بلكه آنرا حق داند و بنا بر معنى دويم نيز مراد اينست كه در اثبات مطالب خود را بايد ببرهان عادت فرمود و بمقدمات جدليه اكتفا ننمود كه اگر كسى عادت فرمايد خود را باكتفاى به آنها هر چند در مطالبى باشد كه علم به آنها ضرور نباشد و ظن كافى باشد اين معنى عادت او مىشود و چنين مىشود كه غافل شود در مطالبى كه علم بايد، نيز بجدل اكتفا كند و از پى برهان نرود، يا اين كه عادت او مىشود و مقدمات جدليه در نظر او برهانى مىگردد و بمجرد شهرت آنها يا اعتقاد خصم آنها را جزم بحقيت آنها ميكند و آنها را برهانى ميداند و بناى مطالبى كه در آنها برهان بايد بر آنها مىگذارد.
٨٥٤٧ من أسدى معروفا الى غير أهله ظلم معروفه.
هر كه احسان كند احسانى را بغير اهل آن، ستم كند باحسان خود، مراد ترغيب در اينست كه احسان را باهل آن بايد كرد و بكسى كه اهل آن نباشد نبايد كرد.
٨٥٤٨ من وثق بغرور الدنيا أمن مخوفه.
هر كه اعتماد كند بر فريب دنيا ايمن گردد از مخوف خود، يعنى فريب دنيا چيزيست كه بايد از آن خوف داشت پس كسى كه اعتماد كند بر آن خود را ايمن داشته از آنچه در واقع بايد كه خوف از آن داشته باشد.