شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١١ - ٨٥١٩ من تعرى عن الورع ادرع جلباب العار
و ممكن است كه معنى «من ركب الباطل» اين باشد كه هر كه تابع شود باطل را و از عقب آن رود.
٨٥١٦ من كساه الحياء ثوبه خفى عن الناس عيبه.
هر كه بپوشاند او را شرم جامه خود را پنهان ماند از مردم عيب او، زيرا كه كسى كه شرم داشته باشد حرفى نگويد و كارى نكند كه عيب او ظاهر شود بر مردم پس اگر عيبى داشته باشد پنهان ماند آن از مردم.
٨٥١٧ من قارن ضده كشف عيبه و عذب قلبه.
هر كه همراه باشد با دشمن خود ظاهر سازد عيب خود را و عذاب كند دل خود را، غرض منع از مصاحبت و همراهبودن با دشمنست و اين كه اين باعث اين مىشود كه عيب اين كس بر او ظاهر شود و او شهرت دهد آن را و باعث اين مىشود نيز كه دل اين كس در عذاب و شكنجه باشد.
٨٥١٨ من عرف بالحكمة لا حظته العيون بالوقار.
هر كه شناخته شود بحكمت ملاحظه كنند او را چشمها بوقار، مراد به «حكمت» چنانكه مكرر مذكور شد علم راست و كردار درست است و «ملاحظه» نگاه كردن بگوشه چشم است و مراد ترغيب در حكمت است و اين كه كسى كه بآن وصف شناخته شود مردم از راه احترام او نگاه تند باو نكنند بلكه بگوشه چشم با وقار و آرام نظر كنند بسوى او، يا اين كه بگوشه چشم نظر كنند باو همراه وقار و آرام او.
٨٥١٩ من تعرى عن الورع ادرع جلباب العار.
هر كه برهنه شود از پرهيزگارى بپوشد پيراهن عار را، مراد ترغيب در پرهيزگاريست و اين كه هر كه خلعت فاخر آن را نپوشد جامه عيب و عار در بر كند.