شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٨ - ٨٣٥٣ من خالف رشده تبع هواه
آباد كردن آن باشد بسعى از براى آن نه اين كه سعى آن از براى آباد كردن آخرت باشد و حق تعالى بسبب آن دنياى او را نيز آباد كند.
٨٣٤٩ من صدق مقاله زاد جلاله.
هر كه راست باشد سخن او زياد شود بزرگى او.
٨٣٥٠ من جرى مع الهوى عثر بالردى.
هر كه روان باشد با هوا بيفتد در هلاكت، مراد به «روان شدن با هوا» همراه هوا و هوس خود رفتنست.
٨٣٥١ من اغتر بالدنيا اغتر بالمنى.
هر كه فريب خورد بدنيا فريب خورد بآرزوها، يعنى به آنها گرفتار شود و خلاصى از آنها نيابد و اگر بالفرض آرزوئى كه حاصل شود آرزوى ديگر كند و سعى كند از براى آن و همچنين تا ناگاه مرگ در رسد و بىتهيه و توشه بايد رفت پس كسى كه رستگارى خواهد بايد كه فريب دنيا نخورد و زينتها و لذات آن را چنانكه هست پوچ و باطل داند تا اين كه مشغول از براى آخرت تواند شد.
٨٣٥٢ من ركب الهوى أدرك العمى.
هر كه سوار شود هوا و هوس را دريابد كورى را، يعنى كورى از راه نجات و رستگارى[١].
٨٣٥٣ من خالف رشده تبع هواه.
هر كه مخالفت كند رشد خود را پيرو شود هوا و هوس را، «رشد» بمعنى يافتن راه حقست و ظاهر اينست كه مراد در اينجا عقل باشد كه سبب آن گردد و مراد
[١] - اين گفتار سعدى در اين باب شاهكار است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|