شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٧ - ٨٣٤٨ من عمر آخرته بلغ آماله
٨٣٤٢ من نصح فى العمل نصحته المجازاة.
هر كه خالص باشد در عمل خالص باشد از براى او جزادان، يعنى جزا داده شود بجزاى أخروى كه خالص باشد از نقصان و زوال و انقطاع.
٨٣٤٣ من أحسن العمل حسنت له المكافاة.
هر كه نيكو كند عمل را نيكو باشد از براى او مكافات، يعنى جزا دادن عمل او.
٨٣٤٤ من قبل النصيحة أمن من الفضيحة.
هر كه قبول كند نصيحت را ايمن گردد از فضيحت يعنى رسوائى.
٨٣٤٥ من غش مستشيره سلب تدبيره.
هر كه غش كند با مشورت كننده با او ربوده شود تدبير او، يعنى حق تعالى بجزاى آن چنان كند كه رأى و تدبير او در كارها فاسد شود و تدبير درست نتواند كرد.
٨٣٤٦ من ساء تدبيره تعجل تدميره.
هر كه بد باشد تدبير او تعجيل كند هلاك گردانيدن او، يعنى زود خود را هلاك كند و در زيان و خسران اندازد، غرض ترغيب در اهتمام زيادست در درست كردن تدبير در هر كار بفكر و تأمل و مشورت با عقلا.
٨٣٤٧ من عمر دنياه خرب مآله.
هر كه آباد كند دنياى خود را خراب كند جاى بازگشت خود را، يعنى آخرت خود را، مراد آبادكردن آنست بر وجهى كه تمام و بر وفق هواها و هوسها باشد و ظاهرست كه آباد كردن دنيا برين وجه بىخراب كردن آخرت نمىشود.
٨٣٤٨ من عمر آخرته بلغ آماله.
هر كه آباد كند آخرت خود را برسد باميدهاى خود، يعنى اميدهاى اخروى يا دنيوى نيز، و بنا بر اين ممكن است كه مراد به «آباد كردن دنيا» در فقره سابق