شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٧٤ - ٨٣٢٩ من خذل جنده نصر أضداده
و بنا بر اين غالببودن او ظاهرست.
٨٣٢٥ من زهد هانت عليه المحن.
هر كه بىرغبت باشد در دنيا سهل گردد بر او محنتها، زيرا كه فارغ شود از بسيارى از محنتها كه باعتبار طلب دنيا رو مىدهد و آنها اكثر محنتها و عمده آنهاست.
٨٣٢٦ من اقتصد خفت عليه المؤن[١].
هر كه ميانه روى كند سبك گردد بر او مؤنتها و اخراجات.
٨٣٢٧ من أفسد دينه أفسد معاده.
هر كه تباه كند دين خود را تباه كند روز بازگشت خود را، و در بعضى نسخهها بجاى «أفسد»: «فسد» نقل شده است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: تباه شود روز بازگشت او.
٨٣٢٨ من أساء الى رعيته سر حساده.
هر كه بدى كند برعيت خود شاد گرداند رشك برندگان خود را، زيرا كه بدى برعيت سبب زوال دولت او و عدم ثبات آن مىشود، و أيضا باعث تفرقه رعيت و پراكندگى ايشان و تنفر دلهاى ايشان و ديگران نيز از او مىشود، و همين كافيست از براى شادى حسودان او.
٨٣٢٩ من خذل جنده نصر أضداده.
هر كه ترك كند يارى لشكر خود را يارى كند دشمنان خود را، چه ظاهرست كه ترك رعايت و اعانت لشكر باعث ضعف ايشان و عدم اهتمام ايشان در پاس دولت او و جانسپارى از براى او مىشود و هر يك از اينها يارى دشمنانست.
[١] - در أقرب الموارد گفته:« المؤنة لغة فى المئونة، قال الشاعر: أميرنا مؤنته خفيفة ج مؤن».