شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٢ - ٨١٧٣ من أحبنا بقلبه و أبغضنا بلسانه فهو فى الجنة
٨١٦٩ من لزم الطمع عدم الورع.
هر كه ملازم باشد طمع را درنيابد پرهيزگارى را، مراد طمع در دنيا و حرص در آنست و ظاهرست كه كسى كه لازم باشد آنرا و جدا نشود از آن پرهيزگارى را در نيابد، و ممكن است كه مراد مطلق طمع از غير خدا باشد و مراد در نيافتن پرهيزگارى كامل باشد، و اين كه پرهيزگارى كامل اينست كه كسى طمع از غير خدا اصلا نداشته باشد.
٨١٧٠ من راقه زبرج الدنيا ملكته الخدع.
هر كه خوش آيد او را زينت دنيا مالك شود او را فريبها يعنى فريبهاى دنيا.
٨١٧١ من علم ما فيه ستر على أخيه.
هر كه بداند آنچه را در اوست بپوشد بر برادر خود، مراد اينست كه كسى كه عيب برادر مؤمن خود را نپوشد و اظهار كند گوئيا نمىداند عيبهايى را كه در خودش باشد كه اگر داند آنها را بايد كه شرم كند و چنانكه عيب خود را مىپوشد عيب ديگران را هم پوشد.
٨١٧٢ من خشع قلبه خشعت جوارحه.
هر كه فروتنى كند دل او فروتنى كند اعضاى او، مراد اينست كه هر كه در دل او ترس حق تعالى باشد و فروتنى كند از براى او البته اعضاى ديگر او نيز فروتنى كنند از براى او باقامت طاعات و عبادات از روى خضوع و افتادگى، و هر كه چنين نكند اين نشان اينست كه نعوذ بالله در دل ترس از خدا ندارد و دل او نيز فروتنى نمىكند از براى او.
٨١٧٣ من أحبنا بقلبه و أبغضنا بلسانه فهو فى الجنة.
هر كه دوست دارد ما را بدل خود و دشمن دارد ما را بزبان خود پس او