شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤١ - ٨١٦٨ من أخره عدم أدبه لم يقدمه كثافة حسبه
هر كه بعجب و خودبينى اندازد او را رأيهاى او يا خوش آيد او را رأيهاى او غلبه كنند بر او دشمنان او، مراد منع از اعتماد كردن بر رأيهاى خودست و منفرد بودن در رأى و مشورت نكردن با عقلا، و اين كه هر كه چنين باشد نمىشود كه خطا نكند و دشمنان بر او غلبه نكنند.
٨١٦٦ من جانب الاخوان على كل ذنب قل اصدقاؤه.
هر كه دورى كند از برادران بسبب هر گناهى كم گردد دوستان او، مراد اينست كه بسيارى از گناهان را بايد از برادران گذرانيد و بسبب آنها دورى از ايشان نكرد، و اگر نه كم گردد دوستان اين كس، زيرا كه كم كسى باشد كه در آشنائى و دوستى از او گناهى و تقصيرى واقع نشود.
٨١٦٧ من قعد به حسبه نهض به أدبه.
هر كه بنشاند او را حسب او برخيزاند او را ادب او، مراد ترغيب در ادبست و اين كه كسى كه بنشاند او را حسب او، يعنى فضيلتى و كمالى نداشته باشد كه باعث بلندى مرتبه او باشد همين كه با ادب باشد ادب او او را برخيزاند و بلندمرتبه گرداند، و ظاهر اينست كه مراد به «ادب» در اين فقرات مباركه اينست كه هر كس قدر و پايه خود را داند و از آن تجاوز نكند و با هر كس بقدر مرتبه او سلوك كند و تعظيم و تكريم نمايد.
٨١٦٨ من أخره عدم أدبه لم يقدمه كثافة حسبه.
هر كه پس اندازد او را نداشتن ادب او پيش نيندازد او را سنگينى حسب او، يعنى هرگاه كسى بىادب باشد و بسبب آن مرتبه او در شرف پس افتد از مراتب ديگران هر چند حسب او سنگين و عظيم باشد حسب او مرتبه او را مقدم نگرداند، حسبى كه با ادب نباشد باعث شرفى نشود.