شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٠ - ٨١٦٥ من أعجبته آراؤه غلبته أعداؤه
٨١٦١ من كتم سره كانت الخيرة بيده.
هر كه بپوشد سر خود را بوده باشد اختيار بدست او، مراد ترغيب در پوشانيدن اسرار و مكنونات و عزمهاى ضمير خود است و اين كه هر كه عزم خود را بپوشاند اختيار بدست اوست اگر خواهد ميكند و اگر نخواهد نمىكند بخلاف اين كه فاش كند كه گاهى لازم مىشود كردن آن هر چند پشيمان شده باشد از آن، و گاهى مانع ميشوند او را از آن هر چند ضرور باشد كردن آن از براى او، و مراد پوشيدن از غير كسيست كه ضرور شود اظهار باو مثل دوست عاقلى كه مشورت كند با او، و ممكن است كه شامل قول نيز باشد، يعنى هر كه سخن مستور خود را اظهار نكرد اختيار دارد اگر خواهد مىگويد و اگر نخواهد نمىگويد، و هرگاه اظهار كند ديگر نمىتواند كتمان كرد، تير از كمان در رفت، حرف از دهان در آمد گرد جهان برآمد.
٨١٦٢ من قارن ضده ضنى جسده.
هر كه همراه باشد با دشمن خود بگدازد بدن او، مراد منع از مصاحبت و همراهى با دشمنست، و اين كه آن باعث گداختن و لاغرشدن بدنست بسبب اندوهها و كدورتها كه از همراهى با او رو دهد.
٨١٦٣ من شرفت نفسه كثرت عواطفه.
هر كه شريف و بلند مرتبه باشد نفس او بسيار باشد احسانهاى او، يعنى احسان بسيار بكند بمردم.
٨١٦٤ من كثرت عوارفه كثرت معارفه.
هر كه بسيار باشد عطاياى او بسيار باشد آشنايان او، زيرا كه مردم رغبت ميكنند در آشنائى با او و سعى ميكنند در آن.
٨١٦٥ من أعجبته آراؤه غلبته أعداؤه.