شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٨ - ٨١٥٤ من أكثر مسئلة الناس ذل
٨١٤٨ من أعطى التوبة لم يحرم القبول.
هر كه عطا كرده شود توبه را، يعنى توفيق توبه بيابد و بكند محروم كرده نشود از قبول يعنى البته توبه او قبول بشود، و مراد به «توبه» پشيمانى از گناهست از خلوص قلب، و لازم اينست[١] كه ديگر قصد كردن آن نداشته باشد و عزم اصرار بر ترك آن داشته باشد و اگر نه در حقيقت پشيمان نخواهد بود.
٨١٤٩ من أخلص العمل لم يعدم المأمول.
هر كه خالص گرداند عمل را از براى خدا نباشد نيابنده اميد داشته شده، يعنى البته دريابد آنچه را اميد دارد از اجر آن عمل.
٨١٥٠ من خالط الناس ناله مكرهم.
هر كه آميزش كند با مردم برسد باو مكر ايشان.
٨١٥١ من اعتزل الناس سلم من شرهم.
هر كه كناره كند از مردم سالم باشد از شر ايشان.
٨١٥٢ من لانت عريكته وجبت محبته.
هر كه نرم باشد خوى او ثابت شود دوستى او، يعنى قرار گيرد در دلها.
٨١٥٣ من حسنت خليقته طابت عشرته.
هر كه نيكو باشد خلق او نيكو باشد مخالطت و معاشرت او.
٨١٥٤ من أكثر مسئلة الناس ذل.
هر كه بسيار كند سؤال از مردم را خوار گردد، مراد به «سؤال» درخواست حاجتى است از ايشان از مال و غير آن.
[١] - يعنى لازمه توبه حقيقى اينست كه بار ديگر قصد بجا آوردن آن امر كه از آن توبه ميكند نداشته باشد( تا آخر).