شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣١ - ٨١٢٠ من اعتبر بتصاريف الزمان حذر غيره
جدل باصطلاح حكما باشد، يعنى دليلى كه مبناى آن بر مقدمات مشهوره يا مسلمه نزد خصم باشد نه بر مقدمات يقينيه برهانيه، و بر هر تقدير ظاهرست كه بسيار آن بىغلط نمىشود و صاحب آن از آن ايمن نبايد بود.
٨١١٦ من كثر مقاله لم يعدم[١] السقط.
هر كه بسيار باشد سخن گفتن او نيست نيابنده خطا، يعنى نمىشود كه خطا نكند.
٨١١٧ من لزم الاستقامة لم يعدم السلامة.
هر كه لازم باشد استقامت را يعنى راه راست را و از آن بدر نرود نيست نيابنده سلامت يعنى البته دريابد آنرا و با آن باشد.
٨١١٨ من لزم الصمت أمن الملامة.
هر كه لازم باشد خاموشى را و از آن جدا نشود ايمن باشد از سرزنش و ملامت.
٨١١٩ من أشفق على نفسه لم يظلم غيره.
هر كه بترسد بر نفس خود ستم نكند بر غير خود، زيرا كه در ستم بر غير خود ستم بر خود عظيمتر و بيشترست.
٨١٢٠ من اعتبر بتصاريف الزمان حذر[٢] غيره.
هر كه عبرت بگيرد از تغيرات روزگار حذر كند از غير خود، يعنى از آزار
[١] - در أقرب الموارد گفته:« عدم المال( كعلم) عدما( بسكون الدال) و عدما( بفتح الدال) عدمه فهو عادم و المال معدوم و يقال: ما يعدمنى هذا لامر اى ما يعدونى العدم( بضم العين) و العدم( بضم العين و الدال) و العدم بفتحتين الفقدان و غلب على فقدان المال و الفقر».
[٢] - در منتهى الارب گفته:« حذر منه( كسمع) حذرا محركة و بالكسر و محذورة پرهيز كرد و ترسيد، حاذر نعت است از آن» در أقرب الموارد گفته:« حذره كعلم حذرا( بكسر الحاء و سكون الذال) و حذرا بفتحتين و محذورة تحرز منه».