شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٠ - ٨١١٥ من كثر مراؤه لم يأمن الغلط
مراد اينست كه كسى كه خواهد كه اميدها كه داشته باشد رو بسوى او كنند و برآيند بايد كه بذل أموال بر او سهل باشد و بذل كند، و كسى كه آن بر او دشوار باشد و مضايقه كند در آن كمست كه اميدها روى بسوى او كنند و برآيند.
٨١١٢ من غرته الامانى كذبته الآجال.
هر كه فريب دهد او را اميدها دروغگو برآورد او را اجلها، يعنى هر كه فريب دهد او را اميدها و گمان رسيدن به آنها كند و سعى كند از براى آنها دروغگو برآورد او را اجلها، يعنى نمىرسد به آنها تا وقتى كه اجل او در رسد و معلوم شود كه آنچه گمان داشته دروغ بوده و جمعيت «أجلها» باعتبار اشخاص است يعنى أجل هر يك از ايشان دروغگو بر آورد او را.
٨١١٣ من قوى يقينه لم يرتب.
هر كه قوى باشد يقين او قلق و اضطراب نكند يعنى هر كه قوى باشد يقين او بأحوال مبدأ و معاد قلق و اضطراب نكند در مصيبتها و آرام داشته باشد در آنها، زيرا كه داند كه آنچه واقع شود از جانب خدا بر وفق حكمت و مصلحت باشد و صبر بر آنها موجب أجر و ثواب باشد، و آنچه از ديگران باشد حق تعالى تلافى آن بر وجه أحسن خواهد كرد پس در هيچ يك از آنها قلق و اضطراب وجهى ندارد.
٨١١٤ من عدم انصافه لم يصجب.
هر كه يافت نشود انصاف او، يعنى انصاف نداشته باشد مصاحبت كرده نشود يعنى كسى با او مصاحبت نكند از ترس ناانصافى او.
٨١١٥ من كثر مراؤه لم يأمن الغلط.
هر كه بسيار باشد جدال او ايمن نباشد از غلط، ظاهر اينست كه مراد به «جدال» در اينجا بحث و اعتراض بر مردمست در گفتگوها، و ممكن است كه مراد