شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١١ - ٨٠٢٧ من طال عدوانه زال سلطانه
هر كه درست باشد ديندارى او قوى باشد امانت او.
٨٠٢٢ من زادت شهوته قلت مروته.
هر كه زياد باشد شهوت و خواهش او كم باشد مروت و آدميت او.
٨٠٢٣ من ساء خلقه ضاق رزقه.
هر كه بد باشد خوى او تنگ باشد روزى او، اين يا باعتبار اينست كه حق تعالى بجزاى آن خوى بد روزى را بر او تنگ كند، و يا باعتبار اين كه مردم باعتبار بدخوئى او از او تنفر كنند و معامله با او نكنند، و همچنين احسانها و رعايتها كه با مردم خوب كنند.
٨٠٢٤ من كرم خلقه اتسع رزقه.
هر كه گرامى باشد خوى او فراخ باشد روزى او، بر عكس بد خو بيكى از دو اعتبار كه در فقره سابق مذكور شد.
٨٠٢٥ من حسنت سياسته وجبت طاعته.
هر كه نيكو باشد سياست او ثابت و برقرار باشد فرمانبردارى او، يعنى فرمانبردارى رعيت او را، و معنى «سياست» چند فقره قبل از اين مذكور شد.
٨٠٢٦ من حسنت سريرته حسنت علانيته.
هر كه نيكو باشد باطن او نيكو باشد ظاهر او.
٨٠٢٧ من طال عدوانه زال سلطانه.
هر كه دراز كشد ستم او زايل گردد سلطنت او، مراد اعلام سلاطينست باين كه درازى ستم كسى باعث زوال سلطنت او مىگردد تا اين كه انديشه كنند از آن.