شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٠٣ - ٧٩٨٨ من يستيقن يعمل جاهدا
كه در ترسانيدن كسى از گناهان و معاصى همين كافيست كه بياد او آورند خدا و روز جزا را، ديگر او بايد كه بترسد و خود را بازدارد از گناهان، يعنى مجرد همين فرديست از نهى از منكر و ثوابى بر آن مترتب مىشود، يا اين كه در بعضى ترسانيدنها مثل اين كه سوارى آيد يا كسى چوبى يا مانند آن آورد و تو در راه باشى و مظنه اين باشد كه از آن آسيبى بتو برسد كافيست در ترسانيدن تو از آن اين كه ترا آگاه سازد كه غافل نباشى و احتراز از آن كنى پس اگر با وجود آن تو توانى كنارى روى و نروى و آسيبى بتو برسد او را تقصيرى نيست تقصير از تست كه احتراز نكردى و الله تعالى يعلم.
٧٩٨٤ من كثر حقده قل عتابه.
هر كه بسيار باشد كينه او كم باشد گله گزارى او، مراد اينست كه كسى كه كينهور نباشد امر ناخوشى كه از كسى ببيند در دل نمىگيرد و گله ميكند تا رفع آن بشود بخلاف كينهور كه غالب اينست كه گله و اظهار نمىكند و كينه آن را در دل مىگيرد.
٧٩٨٥ من قل عقله ساء خطابه.
هر كه كم باشد عقل او بد باشد خطاب او، يعنى سخن گفتن با او.
٧٩٨٦ من يجرب يزدد حزما.
هر كه تجربه كند زياد شود بحسب دورانديشى، يعنى زياد شود دورانديشى او، مراد ترغيب بتجربه است و اين كه آن باعث زيادتى حزم و دورانديشى مىشود.
٧٩٨٧ من يؤمن يزدد يقينا.
هر كه ايمان آورد زياد شود بحسب يقين، يعنى يقين او همواره در تزايد باشد.
٧٩٨٨ من يستيقن يعمل جاهدا.
هر كه يقين كند عمل كند جد و جهد كننده، مراد يقين بخدا و روز جزاست.